جادوگر به قلم دینا قاسمی
پارت سی و چهارم :
یکهو تمام تنم لرزید، فرجام خطرناک بود و من باید میرفتم.
سعی کردم بدوم که محکم بازوهام رو گرفت، هنوز جای دستای خودش درد میکرد.
اما اینبار، اینبار آروم بود، تنها تلاشش نگه داشتنم بود.
دست و پا زدم:
-ولم کن....گفتم ولم کن عوضی!
-نگام کن....توی چشمام نگاه کن.
نگاهم رو از پشت سرش به سختی به چشم هایی کشیدم که همین دو دقیقه پیش با سیاهی توی چشمام خیره بودن و با بی رحمی داشتن می کشتن
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
فرشته
0فوق العاده مثل همیشه😍❤️
۳ ماه پیشفرهاد
2قبلا زیاد پارت هدیه میزاشتی ولی الان کمترشده
۳ ماه پیش
دینا قاسمی | نویسنده رمان
عشقم باید مطمئن بشم که نوشته ام خوبه. کیفیت بهتر از پارت های زیاد بی کیفیته
۳ ماه پیشفرهاد
1بله حق با شماست
۳ ماه پیشفرجام
1سلاااام پارت هدیه نداریم🥺🥺🥺🥺🥺
۳ ماه پیش
دینا قاسمی | نویسنده رمان
نه دیگه عزیزم فردا دوپار روزو میزارم براتونن
۳ ماه پیشآلی
0وایسید یه لحظه ترلان کجاست چرا خبری ازش نیست به نظرتون یکم مشکوک نیست؟ اصلا حس خوبی به ترلان ندارم
۳ ماه پیش
دینا قاسمی | نویسنده رمان
ترلان خیلی منزویه اینو توی روند داستان هم فهمیدیم
۳ ماه پیشنفس
0فوق العاده بود مرسی گلم
۳ ماه پیشفرجام
2واااای چ خفن بود بازم پااااااارت هدیه بزار امروز جون من . فکر کنم ترنم و ببرن برای مورد آخر فرجام بره نجاتش بده تازه داستان از اونجا شروع میشه
۳ ماه پیشآیرا
0به نظرم ترنم رو به عنوان فرد عادی و فرجام رو به عنوان نا امیدی خالص میبرن بعد ترنم قدرتشو بدست میاره ،یا وقتی به بلوپارت نفوذ میکنند ترنم یه چیزایی از قدرت خودش حس میکنه.
۳ ماه پیشآرزو
5ممکنه ترنم بدزدن و موقع احضار روح بد ، ترنم قدرتش رو بدست بیار
۳ ماه پیشغزل
0اینطوری کع خیلی خفن میشه
۳ ماه پیشاتاناز
3تند تند پارت بزار هربار ۵ ۷ تا پارت بزارررررررر 🦩
۳ ماه پیشآرزو
0چه اتفاقی قراره برای ترنم بیوفتهههه ؟؟؟
۳ ماه پیشزهرا
0بسیارزیباوجذاب قلمت ماندگار😉😊😆
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

naz
0خیلی خیلی خیلی قشنگع هرچی جلو تر میریم بیشتر محوش میشم عالیهههه