جادوگر به قلم دینا قاسمی
پارت سی و یک :
تیانا بینیش رو بالا کشید:
-اصلا نمیدونم وجودشون اینجا تاثیر خاصی داره یا نه.
سروین خیره به یکی از اونها که قد بلند و هیکل درشت ترسناکی داشت زمزمه کرد:
-چرا در ساختمونو باز نمیکنن؟
همون لحظه شهاب به همراه دو سه نفر از استاد های اکسیر شناسی از ساختمون بیرون اومدن. شهاب به نظر کلافه و ناراضی میومد، چون وقتی بالای پله ها ایستاد با بی حوصلگی گفت:
-کلاسای امروز کنسله!
همهمه بی
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
فرشته
0رمانی بی نهایت جذاب و دلبر😍❤️
۳ ماه پیشنفس
0مرسی عزیزم پارت قشنگی بود
۳ ماه پیشنعنا
3اونقد هیجان داره که یه پارت واقعا کفاف یه روزمون نمیشه خوب چی میشه روزی لا اقل سه پارت بدی گنجایش یه سریال تینجری بشه رو داره
۳ ماه پیشنیلوفر آبی
0عالی بود ممنون خسته نباشید 🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩
۳ ماه پیشفاطی
3وای خدا من عاشق این رمان شدم چه باحالن و خوشگل اعضای بلوپارت تند تند پارت بده نویسنده جون .
۳ ماه پیشآیرا
2چرا حس میکنم اعضای بلوپارت به قدرت ترنم ربط پیدا میکنند ؟
۳ ماه پیشپریا
0بی صبرانه منتظرم داستان به جاهای جالب و حساسش برسه،🥹💖 بنظرم اگه جزئیات یکم پررنگ تر بشه داستان واقعی تر و ملموس تر بشه. باهمه اینا رمان بسیار جذابی هست و خوشحالم که با این رمان آشنا شدم.
۳ ماه پیشسارا
0داره جالب میشه دختر💚
۳ ماه پیشزهرا
0عالی بود ممنون خسته نباشید😅🥰😍😇
۳ ماه پیشهانا
0عالیییییی بود دینا جون بی صبرانه منتظر پارت بعدی 😘😘😘😘
۳ ماه پیشناشناس
0این پارت خیلی عالی بود عزیزم منتظر پارتای قشنگ بعدیت هستیم 🦋🪼💙
۳ ماه پیشفرجام
0واااااای ممنون از پارت هدیه عزیزم من عاشق وقت هایی هستم که ترنم و فرجام پیش هن هستن خیلیییییی عالییییی بود بیست دمت گرم مثل همیشه عالی👌
۳ ماه پیش
دینا قاسمی | نویسنده رمان
قربون شمااا
۳ ماه پیشفرجام
0❤️❤️❤️❤️❤️
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

الی
0جذابیت این رمان صد از صد✅