پارت هشتاد و سوم :


«از دیدگاه شخصیت ایلیا ایوانف _ پایتخت شاران _ ساعت دو بعد از ظهر»
- دو کیلومتر جلوتر دروازه ورودی شهره، می‌بینیش؟
مسیر انگشت هانا رو دنبال کردم و در نهایت به دروازه منطقه سیزده رسیدم. افسار اسبم رو به عقب کشیدم و صدای شیهه‌‌ش لابه‌لای گل‌های دشت بابونه پیچید.
آشر از پشتم پایین پرید؛ بهتر! مردک انقدر بین راه به پهلو و بازوهام چنگ می‌زد که دچار بحران روانی شدم. اگر هانا چش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرچم نلین در رمان جغد انبار پرچم نلین
تصویر شخصیت نقشه جزیره در رمان جغد انبار نقشه جزیره
تصویر شخصیت پرچم جامین در رمان جغد انبار پرچم جامین
تصویر شخصیت پرچم شاران در رمان جغد انبار پرچم شاران
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    1

    حقیقتا منم این وسط راجب به جامین فضولیم گل کرد😃😂

    ۴ هفته پیش
  • Asilzade

    3

    همیشه پای یه شاران و شارانی وسطه.. 👀🙈 حتی توی ژنتیک تنها وارثای تاج و تخت نلین و جامین.. 🗿😂😂

    ۳ ماه پیش
  • فاطی

    1

    اقا من چند وقط نبودم نمیدونم کدوم پارت آخرین پارتی بود که خوندم، الانم دیدم هانا با ایلیاعه یعنی زاویر رو ول کرد؟ برای چی؟ تروخدا بگید نقشه بود که زاویر رو ول کرد من اونا رو باهم شیپ کرده بودم😥

    ۳ ماه پیش
  • Helia

    0

    ولی منم واقعا کنجکاوم چی شده پشت *** چه اتفاقاتی افتاده جامین چی شده

    ۴ ماه پیش
  • هیتر اشر

    11

    اخه یکی نیست بگه اشر پفیوز تو چه مرگته هی میایی مزاحم میشی نمیزاری بچه هام یه بوسی بکنن

    ۴ ماه پیش
  • ملکه ی دلقک

    0

    اگه حمیده کامنتت و ببینه خون به پا میکنه...تو نبودی ما عروسی حمیده و آشر بودیم...کم از پارتی نداشت!تازه پله ایاهم بودم🙂😭🤌🏻😂

    ۴ ماه پیش
  • هیتر اشر

    1

    کاش منم *** داشتم میومدم عروسی😭😭😭😭😭😭

    ۴ ماه پیش
  • ناشناس

    0

    حمیدههههههه چرا منو دعوت نکردی زن؟ آخ خدااااااااا

    ۴ ماه پیش
  • جینگیل

    1

    حقشونه این مردم کثافت شاران حقشونه که بمیرن الهی همه شون تیکه تیکه بشن

    ۴ ماه پیش
  • محدثه

    3

    خب کاملا واضحه ک ایلیا جامینیه، ایموند هم یعنی از این موضول خبر داش ک تا الان جاسوسیشو میکرد و کمکش میکرد؟؟

    ۴ ماه پیش
  • جد پفیوز اندرس

    4

    مرگ بر شاران و شارانی شارانیا همشون یه مشت احمقن!

    ۴ ماه پیش
  • هیتر آشر

    2

    خب خب خب خب پس اینجا قشششششنگ معلومه که ایلیا جامینیه از اونجایی که تعظیم نکرد کاملا مشخصه دیگه!

    ۴ ماه پیش
  • جد پفیوز اندرس

    1

    ایلیا عزیزم اصلا فشار نخور این مردم بی شرف شاران حقشونه هر بلایی سرشون بیاد خدا لعنتشون کنه 😭😭😭

    ۴ ماه پیش
  • هیتر آشر

    3

    بر خرمگس معرکه لعنت الهی بمیرم برای بچم هی میخاست هانا رو ببوسه این بی شرف آشر مگه میذاشت خدا سوسکت کنه آشر😭😭

    ۴ ماه پیش
  • ریحآنه

    4

    امین عاشق نلین بوده؟ برداشت دیگه ای نداشتم واقعا، از حمیده همچی برمیاد😭😂

    ۵ ماه پیش
  • زن خوشگل آندرس

    6

    چرا احساس میکنم داستان یه جورایی داره بر اساس خاطرات یه نفر روایت میشه؟

    ۵ ماه پیش
  • حدیث

    21

    ایلیا گفت تو همه نقاشیا نلین بوده شاید گناه جامین این بود که عاشق نلین شده!

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    10

    توی فیلما و سریالا هم بوده عشق ممنوعه خواهر و برادر و منم یه همچین حسی دارم که جامین عاشق نلین بوده و مادر مقدس اونو طرد کرده

    ۵ ماه پیش
  • نارسیس

    6

    احتمال داره اون گناه بزرگی که جامین انجام داده دوست داشتن خواهرش نلین باشه؟

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️