پارت هشتاد و یک :

موسیقی کم رنگی که توی فضا پخش می‌شد میان به هم خوردن قاشق و چنگال‌ها به کلی گم شده بود.
تهمینه خانم پرسید:
- ستایش یه وقت دیر نشه؟
- نه مامان. می‌رسیم به پرواز، نگران نباش!
کارن را بغل کردم. بوی پودر بچه و شامپو می‌داد.
حس خوبی بود. خوشبو و خواستنی!
توی سالن سی‌آی‌پی فرودگاه که نشستیم، ستایش آرام کنار گوشم گفت:
- امیدوارم دوباره مادر بودن رو تجربه کنی. مامانم خیلی دو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت اشکان در رمان مافیایی نپنتی اشکان
شخصیت اسما در رمان مافیایی نپنتی اسما
شخصیت دلوین در رمان مافیایی نپنتی دلوین
شخصیت رعنا در رمان مافیایی نپنتی رعنا
شخصیت سینا در رمان مافیایی نپنتی سینا
تصویر شخصیت های اصلی رمان نپنتی سورن و دنیز
تصویر شخصیت دنیز در رمان نپنتی دنیز
تصویر شخصیت سورن در رمان نپنتی سورن
تصویر شخصیت ساغر در رمان نپنتی ساغر
تصویر شخصیت سامیار در رمان نپنتی سامیار
آخرین نظرات ارسال شده
  • Aysan

    0

    رفتار هر دوشون اشتباهه به شدت ، دنیز واقعا باید قبول کنه که دلوین تربیت درستی نداره و باید روش کار بکنه ، از یه طرفم سورن داره زیاده روی میکنه اونم خیلی زیاد😬

    ۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بعضی‌ها روی بچه‌هاشون گارد دارن. البته دلوین رفتارهای آسیب دیده زیاد داره ولی خب دنیز مطمئنه بی ادبی نمی‌کنه

    ۲ ماه پیش
  • Parvaneh

    0

    سامیار چقدر رو اعصابه سورن هم دستش به سامیار نمی رسه سر دنیز خالی میکنه😑💔

    ۳ ماه پیش
  • Sogi

    1

    اینجا منم اعصابم کاملا از دست ریز و درشت خاندان خجسته بهم ریخت کاملا حق رو به سورن میدم😔😂

    ۴ ماه پیش
  • Sogi

    1

    وای سامیار تو عجب پفیوز پررو و رومخ و بی همه چیزی هستی🗿زن شوهر دار؟؟؟با مفهومی به اسم طلاق آشنایی داری یابو؟این دنیز یه خبطی کرد خودشو قاطی شماها کرد حالا تا آخر عمرش دست از سرش برنمیدارین نه؟🦖

    ۴ ماه پیش
  • محیا

    0

    عجب پارتی بود پر از استرس .

    ۴ ماه پیش
  • ترنم

    0

    سامیار خان سورن رو ناراحت کردی به بد روشی ناراحتت میکنه مراقبت کن😂😔

    ۴ ماه پیش
  • ترنم

    0

    عزیزانم روبوسی کنین تموم شه بره بخاطر این پیرپسر زیاد درگیر نشین اون مگه چه کسیه بخاطر دعوا میکنین

    ۴ ماه پیش
  • ترنم

    0

    بیچاره دلوین اومد ی بار خونش بعد با داد و فریادش مواجه شد..سورن ی ذره مهربون باش با این بچه

    ۴ ماه پیش
  • ترنم

    0

    سامی موفق شد دعوا بینشون راه بندازه ولی به همون خیال باشه فردا قطعا سورن از دلش درمیاره😂

    ۴ ماه پیش
  • ترنم

    0

    از اینورم سورن که گفت تربیتش کن خب دنیزم کلی مشغله و مشکل داره این خانواده خجسته مگه میذاشتن دخترشو ببینه😔

    ۴ ماه پیش
  • ترنم

    0

    اونجایی که دنیز گفت به خاطر دلوین نکش سورن حق داشت ناراحت بشه نباید میگفت چون سورن خیلی عصبی بود

    ۴ ماه پیش
  • ترنم

    0

    هردوتاشون تو دعوا مقصر بودن در کل..

    ۴ ماه پیش
  • نازنین

    0

    دنیز فقط سورن رو واسه کاراش می خواست اصلا رفتار درستی نداره درسته دلوین دخترش هست ولی بلاخره سورن ام شوهرشه درست نبود اینجوری رفتار کنه

    ۴ ماه پیش
  • دینا

    0

    عه عه چه رفتار های ناشایستی جدا از اینکه قبول دارم حرف دنیز درمورد سیگار کشیدنش خوب نبود..شاید هم عصبی بود نمید ونم ولی سورن هم ادم بالغیه دیگه باید بفهمه تقصیر دنیز و دلوین نیست

    ۴ ماه پیش
  • ....

    2

    ای وای، یاد دیالوگ توی مهمیز افتادم می گفت هیچ زنی در زندگی اش او را نمی خواهد..

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️