پارت هجده :

بعد از رفتن پرویز سعی کردم دوباره سرپا شوم و خودم را جمع و جور کنم، اما فکر سیاوش و حرف‌های مادرش مثل سوزن در قلبم فرو می‌رفت و نمی‌دانستم آیا چه کاری از من ساخته است، سیاوش از من که ویران‌تر نبود، بود؟ در ثانی در نظرم او یک مرد بود که بهتر می‌توانست بر احساساتش مسلط باشد... اگر اشک و نگاه تکیده‌ی مادرش و درماندگی و التماس او را نمی‌دیدم، هرگز باور نمی‌کردم که برای از دست دادن من در رنØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت سوگل و پرویز در رمان در انتهای تردید سوگل و پرویز
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    1

    وقتی بدون عشق ازدواج کنی،هرچی که اطرافت میبینی برات میشه حسرت😔😔😔

    ۴ ماه پیش
  • اکرم رشیدی (آناهیل) | نویسنده رمان

    😢👍❤️

    ۴ ماه پیش
  • رزا

    0

    ممنون خانم رشیدی جان بابت پارت های رایگان بسیار زیبا و دلنشین کاش تایم پارت های رایگان بیشتر بود قلمت مانا گلی ❤

    ۴ ماه پیش
  • اکرم رشیدی (آناهیل) | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم ممنون چشم رمان جلوتر بره سعی می‌کنم بیشتر پارت هدیه بدم🫶❤️🍃

    ۴ ماه پیش
  • م

    1

    چطور هنورم می تونه ادعای عاشقی کنه وقتی با کوچک ترین تلنگر برید و رفت با یکی دیگه،بدون هیچ تلاشی،بدون هیچ مقاومتی،بیچاره سیاوش 😠🙏🏻

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️