پارت صد و هشتاد :

جاوید لب زد:
ــ دیگه قرار نیست مادرشوهر بازی دربیاری پوران‌خانوم.
پوران سر تکان داد و پرسید:
ــ الان شاهین چی می‌شه؟ چی کارش می کنن؟
جاوید نگاهی به فروغ انداخت و جواب داد:
ــ با این همه جرمی که گردنشه فکر کنم سی سال رو شاخش باشه یا شایدم بدتر.
پوران ترسیده گفت:
ــ بدتر یعنی چی؟
فروغ چشمانش را روی هم فشرد، دلش آشوب بود. از تهران با شاهین رفته بود، نیمه شب چند شب پی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!