پارت چهل و هفتم :
نفسی کشید و ادامه داد.
- فکر میکنی بابام چیکار کرد؟ وقتی مامانم زد تو صورت خودش، بابام بهش گفت تو به دنیاش آوردی، اگه به دنیاش نمیآوردی کیوان نبودش و اون بچهی بیگناه هم هنوز زنده بود! انقد این رو کنار گوش مادرم گفت، انقدر به زبونش آورد، که مامانم یه ماه بعد شکم خودشو پاره کرد و با زجر خودشو کشت؛ چون فکر میکرد مقصر مرگ اون بچه خودشه!... مادرم این کار رو کرد تا خودش رو بخاطر مرگ او
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نرگس شریف | نویسنده رمان
عالییی پرتقالیی😂
۲ ماه پیشانگور
2این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نرگس شریف | نویسنده رمان
فعکک نکنم😞💔
۳ ماه پیشپروانه
3کیارش همینطوره که انتظارشو داشتم ولی یه حسی بهم میگه یه روزی یه جایی مجبور میشه به گلاره پشت کنه و احتمالا هم پشیمون میشه
۳ ماه پیش
نرگس شریف | نویسنده رمان
رمان در اون حد طولانی نیست متأسفانه یا خوشبختانه🥲🥀✨
۳ ماه پیشپروانه
1پس به پایان خودم دارم نزدیک میشم😭
۳ ماه پیش
نرگس شریف | نویسنده رمان
😭😭🥀💔
۳ ماه پیشسرو
2فکر کنم کیارش دروغ گفت یاکه یه جاهایی رو حذف کرده وبه قول کیوان داره مثل موم هرجورکه بخواد شکلش میده
۳ ماه پیش
نرگس شریف | نویسنده رمان
نمیدانم😞🥀باسد ببینیم چه میشهه
۳ ماه پیشهانیه
3منم همین طور اصلا به کیارش اعتماد ندارم کیارش زیادی رک حرف زد
۳ ماه پیش
نرگس شریف | نویسنده رمان
هعی هعیی😞✨
۳ ماه پیش🫂🦋....
3فقط منم که به کیارش شک دارم یا نه شماهم اینطورین؟؟؟ چرا احساس میکنم که نسبت به خواهر و برادرهای دیگش روانی ترههه؟ نویسنده نگو که میخوای گلاره عاشق کیارش بشه بعد اخر داستان رو دست بخورهه ازش؟
۳ ماه پیش
نرگس شریف | نویسنده رمان
شک کردن کاملا یه امر عادیهه✨😞هیچ کارکتری بیگناه و معصوم نیست
۳ ماه پیشمامان عسل
2کاویان دیگه چه جونوریه ..گلاره باید با کیارش بره تا جونشون بخطر نیفته خواهرش که زنده نمیشه یه جوری با پلیس همکاری کنن تا اتفاق ناگوار دیگری رخ نده
۳ ماه پیش
نرگس شریف | نویسنده رمان
آرهه... ولی به این سادگیا هم نیستت🥀🥲
۳ ماه پیشیارا
2چرا واقعا یه جوری شدم واقعا فقط کمال گرا بودن و این جور چیزا باعث میشه جون یه نفر آنقدر بی ارزش بشه
۳ ماه پیش
نرگس شریف | نویسنده رمان
آره اگر در حد حاد بشه حتی ممکنه بدتر هم بشه متأسفانه. 😞🌚 به چشم دیدم
۳ ماه پیشافسونو
2واقعا این پارت متفاوت بود رسما ببخشید عمارتشون شبیه دیوونه خانه ی هیولاهاست 🤯😱 هتل پنسیلوانیارودیدی غذاهای آماده ای که هرکدوم متفاوت براشون اماده میشد اینا هم با هم همکاری می کنند ویکی یکی میکشن ولذت می برند فقط امیدوارم تو این تله کیارش به گفته خودش جزو طعمه ها نشه ببینیم تا کی دوام میاره 🧐😨😭
۳ ماه پیش
نرگس شریف | نویسنده رمان
دقیقا یه مشت هیولایی که عطش ریختن خون دارن جمع شدن اونجا چرت و پرت میگن اه اه
۳ ماه پیشSana
6۱. خاک تو سرت کاویان ۲. الهی زجرکش بشی کاویان ۳. جدا کرک و پرام ریخته ۴. نکنه کیارش برا گلاره نقشخ داشته باشه؟😭 ۵. ممنون بابت رمان بینظریت نرگس جون ۶. تشکر ویژه بابت اینکه پارت های زیاد و تند تند و میدی😘
۳ ماه پیشDarya
5منم نمیدونم چرا به کیارش هنوز اعتماد ندارم حالا بریم جلو تر ( خواهیم دید چه خواهد شد)
۳ ماه پیش
نرگس شریف | نویسنده رمان
بلی بلی خواهیم دیدد✨🌺
۳ ماه پیش
نرگس شریف | نویسنده رمان
عزیزمیی وایی✨✨😭🌺 چه گزینههای قشنگی به به
۳ ماه پیشDarya
3وااای عزیزم خسته نباشی پارت فوق العاده ای بود
۳ ماه پیش
نرگس شریف | نویسنده رمان
مرسی از نگاهتت✨🌺
۳ ماه پیشماهورا
3اوه چه دردناک
۳ ماه پیش
نرگس شریف | نویسنده رمان
هعیی🥲🥀
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زری
1خب تمه سایکو از اب دراومدن عالی شد