پارت چهل و هشتم :

این صدا زدناش بیشتر داشت دلمو میبرد:
-بله؟
-خودتو تو خونه حبس نکن، برو یه کلاس زبانی چیزی ثبت نام کن، دوست پیدا کن روحیتم عوض بشه.
-خرجیامونو بزور میرسونیم...
-دختر تو برو کاری به ایناش نداشته باش. شماره چندتا آموزشگاه اس ام اس میکنم برات زنگ بزن هرکدوم اوکی بود بریم فردا.
-باشه.
-خیلی خبدیگه همینا، تا عصر هم اگه چیزی دلت خواست اس بزن برام بخرم وقتی میام. مراقب خودت باش....

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Najme

    2

    دهناد قبلاً توی رمان بوده؟اگه بوده کسی می دونه توی چه شخصیتی بوده ؟ من واقعا یادم رفته. شایدم نبوده😑

    ۵ سال پیش
  • .

    0

    اهوم دهناد همون پسر همسایه بود دیگه ک وقتی رها اومد تو ساختمون باهاش برخورد کرد

    ۵ سال پیش
  • Saji?✌

    0

    بله ولی من.کاملا رمانو خوندم. دهناد میمیره و مازیار به دنیا میاد

    ۵ سال پیش
  • آوا

    0

    تو نقش همسایه رها بود

    ۲ هفته پیش
  • رها

    0

    اون نامه ای که روز عروسی مازی به آراز داد اون چی بود ؟؟

    ۲ هفته پیش
  • ژیلا

    0

    عالی بود مرسی

    ۲ سال پیش
  • فاطی

    0

    خیلی ممنونم مهسا جون عایییییه

    ۳ سال پیش
  • نسترن

    0

    وای خداااااااا مخم سوووت کشید هَنگید خیلیییی مبهم و راز آلود شد

    ۵ سال پیش
  • معصومه

    1

    جیغ جیییغغ جیییپیغغغ این قسمتش خیلی هیجانی و باحال مرسی مهساجون😘وااااااای باورم نمیشه دهناد بچه آرشامه وااااااای سمان و شهریار بچه دار شدن ایول مهساجون با این رمانت

    ۵ سال پیش
  • F.sh

    0

    وایی یعنی دهناد بچه ارشام عجبززز

    ۵ سال پیش
  • دهه هشتادی

    1

    سلام وایییییی این پارت خیلی خوب بود انید وارم همین جوری پایانش هم شاد باشه عالی بود مرسی مهسا جونم 💋💋

    ۵ سال پیش
  • پرسپولیسی

    1

    وا مگه فامیل دهناد پارسا نبود وایییی بچهههه ؟ سمان وشهریار؟؟؟؟؟ نیما کیه؟ مازیار پسرکی میشه؟ من فکرمیکردم مازیار پسر آرشامه این رمان دیگه خیلی رازالود شده

    ۵ سال پیش
  • ستایش

    5

    🤣🤣🤣🤣🤣دیدی دهناد شد میگفتین مازیار رمانو نوشتین داشتین تموم میکردین😂😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • مبینا

    1

    عالیییی

    ۵ سال پیش
  • عالیس

    4

    وای دَدَ خلی باهال بود کلی حال کردم 😂😂 وای سمانه حاملس 😱 😂😂😂خوشمان امد😂😂کلا این رمان خیلی هیجان انگیز و باحال اصن نمیتونی حدس بزنی چی قراره بشه و این خیلی خوبه بی صبرانه منتظر ادامه رمانم

    ۵ سال پیش
  • رکسانا

    5

    واییی دهناد پسر آشارمهههه، همون پسر همسایه😳😳😳🤦 ♀️🤦 ♀️🤦 ♀️مازیار هم پسر نیماس 😐😐😐دیگه داره به جاهای هیجانی میرسه هوهااا😂😂😁😁 بابا ایول سر پیری و معرکه گیری 😂😂😂شرمنده قصد توهین نداشتم😂😂

    ۵ سال پیش
  • aisa

    0

    واااااای باااورم نمیشه ک دهناد پسر دایی رهاست😨پس مازیار کیهه خا

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    1

    عالی بود😘😍😍

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️