پارت هفتاد و هشتم :

در آن هیاهوی نبرد و درگیری غول های زنجیر آویز با جادوگران آتش، سینا از آن طرف میدان نبرد قهقه زنان خندید و به آسمان نگریست. فریاد زد:
- نیل‌رام بانو می بینی؟ به گمانت آل ها کار را تمام می‌کنند یا خیر؟
نیل‌رام توجهی به آن صدای شوم نکرد. نگران پایین را نگریست و بعد سرش را برگرداند. او هنوز متوجه نبود ریوند نشده و فکرش نزد آن بقچه بود. در کمتر از چند ثانیه بقچه‌ی پشت گردن لیان را به سر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت جادوگر ارشد سرای جادو در رمان جادوی کهن جلد سوم جادوگر ارشد
تصویر شخصیت ماهان محافظ نیل رام در رمان جادوی کهن جلد سوم ماهان
تصویر شخصیت آرزو طاهری در رمان جادوی کهن جلد سوم آرزو طاهری
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!