جادوی کهن جلد سوم | باور به قلم فاطمه سادات هاشمی نسب
پارت هفتاد و هفتم :
دیوها نعره کشان به حرکت در آمدند و خاک به هوا برخاست. در میان باد و هوای ابری دلهرهآور، وقتی هزاران دیو سپید از تنگه خارج شده و به سمت ارتش جادو یورش بردند جادوگران خاک به سرعت وارد عمل شدند. از آنجایی که نیلرام تاکید کرده بود تمام جادوگران ملزومات کامل عنصر خود را برای تسلط بهتر به همراه داشته باشند، حالا جادوگران با قدرت بیشتری میتوانستند عنصر خود را هدایت کنند. به طور مثال با وج
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
جگرش از بدنش بیرون کشیده شده، اگر دو پارتم زنده میموند تا همه باهاش خداحافظی کنن باید جنگ و متوقف میکردن مثل فیلم هندی😂
۳ هفته پیشامیر
0من یه سوال برام ایجاد شده هر نویسنده ای برای خلق داستانش نیاز به یه ایده یا یه داستان دیگه داره ، برای شما چی بود ؟؟ایده ایی که باعث خلق جادوی کهن شد
۲ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
بله سوال درستیه، برای من مجموعه آثار قصه های همیشگی خیلی تاثیر گذار بود و با خوندنش تصمیم گرفتم برای ایران بنویسم
۲ هفته پیشامیر
0بعله دیگه نیلرام میشه بسنتی ، سینا میشه جبار سینگ ، این وسط ریوندم میشه همون پسره که به بند کشیده بود ، جایی هم واسه شهبانو ندارم
۲ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
تصویر سازی خیلی قشنگی بود خوشم اومد
۲ هفته پیشامیر
0حس میکنم حالا فهمیدم کی میخواد جادوگر جادوی سیاه باشه
۳ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
جادوگری حاضر نیست جادوی سیاه رو قبول کنه
۳ هفته پیشمرضیه
0😥😢😢حس میکنم خیلی از شخصیت هارو قراره از دست بدیم
۳ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
متاسفانه حست درست میگه
۳ هفته پیشکلثوم
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
متاسفانه 🥺
۳ هفته پیش
لطفا صبر کنید...
امیر
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
شهبانو!!نه ، شهبانو نه خواهش میکنم نههه؛ انگار گیم آف ترونزه دختر بیچاره توی یه لحظه از دنیا رفت حتی نتونستن باهاش خداحافظی کنن؛ارزو میکنم ریوند انتقام خوبی بگیره