پارت هجده :

- ام... نمی دونستم چیکارش کنم، گفتم اگه بدون اجازه بذارم بره داخل اتاقتون ممکنه عصبانی بشین! کجا باید بفرستمش؟ جایی براش در نظر دارین؟
- همینجا می مونه.
- توی اتاق خودتون منظورتونه؟
اول صدای بازدم کلافه اش بعد صدای عصبیش توی گوشم پیچید: بله و تا وقتی اینجاست، به عنوان زندانبان خدمتت رو ادامه میدی.
- منظورتون چیه؟ یعنی چی کار کنم؟
- غذاش رو می‌فرستی داخل و هر شب چک می کنی ببین

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • گلی

    2

    عالیه و خوندنشم بسیار لذت بخشه احساس می کنم هر قسمت جذابتر میشه و کلی رویداد جالب در انتظاره

    ۴ روز پیش
  • نگار

    3

    خیلییی خوب بود احساس میکنم این سربازه آدم بدی نیست ولی باید ببینم در آینده چه کاری انجام میده💙💙💙💙

    ۲ ماه پیش
  • Avin

    3

    یه حسی بهم میگه همون طور که اتاق آشفته و جنگ زده اش رو سامان داد، خودش رو توی قلبش جا می کنه و زندگیش رو هم قشنگ می کنه🥰🥰🥰

    ۲ ماه پیش
  • Mobina

    2

    به نظرم جایی که ازت انتظار نمیره که قوی باشی و دوست دارن بشکنی باید برعکس عمل کنی و مثل الان نیرا باید قوی باشه و حداقل مراقب خودش باشه🙂😊

    ۲ ماه پیش
  • اکرم بانو

    3

    نیرا حتی همین اتاق بهم ریخته و کثیف رو انچنان تغییر بده که صاحبش مثل خونه خودش رو بهش برسونه

    ۲ ماه پیش
کپی شد!