بها به قلم فاطمه عبدالله زاده
پارت هجده :
- ام... نمی دونستم چیکارش کنم، گفتم اگه بدون اجازه بذارم بره داخل اتاقتون ممکنه عصبانی بشین! کجا باید بفرستمش؟ جایی براش در نظر دارین؟
- همینجا می مونه.
- توی اتاق خودتون منظورتونه؟
اول صدای بازدم کلافه اش بعد صدای عصبیش توی گوشم پیچید: بله و تا وقتی اینجاست، به عنوان زندانبان خدمتت رو ادامه میدی.
- منظورتون چیه؟ یعنی چی کار کنم؟
- غذاش رو میفرستی داخل و هر شب چک می کنی ببین
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نگار
3خیلییی خوب بود احساس میکنم این سربازه آدم بدی نیست ولی باید ببینم در آینده چه کاری انجام میده💙💙💙💙
۲ ماه پیشAvin
3یه حسی بهم میگه همون طور که اتاق آشفته و جنگ زده اش رو سامان داد، خودش رو توی قلبش جا می کنه و زندگیش رو هم قشنگ می کنه🥰🥰🥰
۲ ماه پیشMobina
2به نظرم جایی که ازت انتظار نمیره که قوی باشی و دوست دارن بشکنی باید برعکس عمل کنی و مثل الان نیرا باید قوی باشه و حداقل مراقب خودش باشه🙂😊
۲ ماه پیشاکرم بانو
3نیرا حتی همین اتاق بهم ریخته و کثیف رو انچنان تغییر بده که صاحبش مثل خونه خودش رو بهش برسونه
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

گلی
2عالیه و خوندنشم بسیار لذت بخشه احساس می کنم هر قسمت جذابتر میشه و کلی رویداد جالب در انتظاره