هلگورد به قلم آرزو مهاجر
پارت پانزده :
سینی نقرهای شیرینی و شربت را بهطرف هلگورد میبرد. احساس عروسها را وسط مجلس خواستگاری داشت. زیر سنگینی نگاه بقیه، پسگردنش زیر موهای بلندش خیسِ عرق شده بود. در دل غرلند کرد: «خدا نکشه نازگل رو با این انتخاب لباسش.
پیرهنم طلایی، کلاه و کمربندم طلایی، روسریم که زرزری. همهجام پولک آویزونه. شدم عین لوستر امامزاده. هر طرف میرم جلبتوجه میکنم. خدا بهخیر کنه باز به ما تیکه Ù
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آرزو مهاجر | نویسنده رمان
😈😈
۴ روز پیشفاطی
1والا من که خوشم اومده ازش مطمعنم پشیمون نمیشم هلگورد کرااش🤣
۱ ماه پیشآیلاری
0و عشق آغاز میشود.. شهر رو چراغونی کنیدد ستاره بارونی کنیدد..
۲ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
دیرین دیرین دیش دیری دیرینننن
۲ ماه پیشjinx
0من عاشق هلگورد هستم اصلا یک جذبه ای داره که نگو😍😍
۳ ماه پیشمیم
1وای،روح سوخته چی بود،مثل ابلیس تو جهنم فرمانروای می کنه،آخرش این نفرینای فرشته هم هلگوردو از پا می ندازه هم مارو روده بر می کنه🤣
۴ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
🤣🤣🤣زیبا بود
۴ ماه پیشمیم
0هنوز برام ناشناختست،به نظرم یه رازی پشت این تکبر و عیبجوی زیادش هست و یه جورای حالت دفاعی داره همیشه ودر عین حال با ادبم هست،یکم حس دلسوزی دارم نسبت بهش بخاطر تنهایش
۴ ماه پیشمیم
0هنوز برام ناشناختست،به نظرم یه رازی پشت این تکبر و عیبجوی زیادش هست و یه جورای حالت دفاعی داره همیشه ودر عین حال با ادبم هست،یکم حس دلسوزی دارم نسبت بهش بخاطر تنهایش
۴ ماه پیشدختر پاییز 👸
0بینظیره خسته نباشی 🤩🤩🤩🤩
۵ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
😚😚
۵ ماه پیشAnni
1ماهایی که وی ای پی خریدیم کلی پارت جلوتریم😎هاها
۵ ماه پیشفاطمه زهرا
0ای بابا وسوسه ام کردی برم بخرم وی ای پی رو
۵ ماه پیشAnni
0رمان به این خوبی تا اینجا خوندی بخر 😐
۵ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
😎😎
۵ ماه پیشسایه
0ای خدا یه لحظه یه دختر کوچولو بنظرم اومد که داشت پز عروسکش رو میداد
۵ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
😁
۵ ماه پیشسایه
0واقعا ممنون از احترامی که برای خواننده قائلید چه دوستان وی آی پی چه بقیه متشکرم
۵ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
خواهش میکنم عزیزم😘
۵ ماه پیشکایلی
0تا اینجا طنز بود ترسناکش کی میرسه نویسنده عزیز؟
۵ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
غافلگیرانه میاد...
۵ ماه پیشنرمینه
0من همچنان منتظر جاهای ترسناکمممم
۵ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
میرسه عزیزم عجله نکن😈😈
۵ ماه پیشفاطی
0این هلگورد وسط جمعیت پامیشه فرشته رو بوس میکنه خیلی بی آبروئه😂
۵ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
وایی🤭
۵ ماه پیشکامیلا
0هم به موقع پارت میذارین هم جواب خواننده هارو میدین عالی هستین شما❤️❤️
۵ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
😘😘
۵ ماه پیشکاترینا
0من منتظرم ببینم هلگورد هم به قدر علیرام توی اون یکی رمانتون جنتلمنه یا نه
۵ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
هردو خوبن😍
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

عاطفه
0راستش خوشم میاد