پارت نوزده :

-یه لته، با شیر بادوم باشه لطفا!
پیشخدمت با حتما گفتنی از ما دور شد و کوهیار همانطور که با ژستی موشکافانه به عقب تکیه داده بود، گفت:
-گیاهخوار شدی یا همون حساسیت قدیمی؟
لبخند پر حیرتی زدم. حافظه‌اش انگار همه چیز را ثبت کرده بود، حتی موضوعی به کوچکی آلرژی من! چهره‌اش با آن نگاه مستقیم و دقیق، کاملا تداعی‌کننده‌ی زمان‌هایی بود که در قالب وکیل پایه‌ی یک دادگستری سوال و جواب می‌

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️