پارت پنجم :
روی اولین جای ممکن برای نشستن، فرود آمد و با دستانی که در هم گره شده بود، به هیاهوی مقابلش چشم دوخت. صحنهی مقابلش تار شد و جایش را شعلههای گر گرفتهی آتش پر کرد. ساختمانی بیانتها در میان گدازههای قرمز و نارنجی آتش میسوخت و هر گونه علائم حیاتی در ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

فاطمه زهرا
1مهران باحاله