پارت صد :

....... چند ساعت بعد ........
بدون این که متوجه باشم، مثل یه بچهٔ ترسیده تو بغل مهنا می لرزیدم.
مهنا محکم من رو به خودش چسبونده بود، آروم دستاش رو روی سرم کشید ولی من حتی نمی تونستم گریه کنم.
فکر اردوان...
فکر این که چیزیش بشه داشت دیوونه‌م می ‌کرد.
توی ذهنم مدام تصویر اون لحظه تکرار می شد.
صورت بی رنگ، نفس‌ های بریده بریده‌ش...
اون مرد همیشه قوی، اون جا روی زمین، بی پناه،

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    ای بابا شوهرم به پودر سرکه حساسیت داره 😔😂

    ۱ هفته پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    عزیزم اونجایی😂وای یادش افتادم اون پارت چه قدر قشنگ بود😂

    ۱ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۱ هفته پیش
  • حمیده

    2

    عجب حرکتی زد😂ببین مرد گنده رو چه طور زمین گیر کرد😂❤️

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ هفته پیش
  • Bio

    3

    شک ندارم مهسان وارد شد🙄نمد چرا چندان ازش خوشم نمیاد

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۴ هفته پیش
  • هانیه

    0

    یعنی قلمت حرف نداره کیانا وایی حسابی معتادش شدم😍💋

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۱ ماه پیش
  • پناه

    0

    میدونم اخرش سر این رمان مریض میشم 😂😔خیلی رمان پرکشش و جذابه ممنونم از کیانا جون گل

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋خوشحالم که همراه من و رمانم هستی

    ۱ ماه پیش
  • شکر

    0

    خدا سایه ات رو کم نکنه 🤣🤣 لعنت بهت

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۱ ماه پیش
  • لستی

    0

    من فقط اومده بودم یه پارت بخونم بعد بخوابم، الان یک ساعته خیره شدم به دیوار دارم فکر می کنم چرا اینجوری شد 😐 واقعاً انصافه؟

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂

    ۱ ماه پیش
  • ثیا

    0

    انقدر ذهنمو درگیر کرد که تا مدت ها خوابم نبرد. 😁

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍💋

    ۳ ماه پیش
  • مومو

    0

    اردوان بدبخت اول تا آخر این پارت غر زد🤣🤣مردی که کم حرف بود ببین دلوین چه قدر حرصش دادی

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • دینا(زن رادان)

    0

    خب معلومه دیگه. مهسان سیریش

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • عدنانـ

    0

    خب قلبش به سختی افتاد نفساش بریده بریده شد.. یه دم بازدم خیلی خوب کارساز بود 🥰🥰🥰😉

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب😂💔

    ۳ ماه پیش
  • ستایش

    0

    وایییییی میگه تا زمانی که اون خط صاف شه. زن، پسر مردمو به کشتن میخوای بدی که💀😂😂هرچند اگه تو همینطوری پیش بری حرصش بدی اردوان یه دور سکته هم میزنه. اگه دسر نکشتش، حرص خوردناش حتما میکشتش

    ۳ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    توی این پارت یه ریز فک زد اردوان😂😂😂بدبخت خیلی دلش پر یود😂❤️

    ۳ ماه پیش
  • ستایش

    0

    😂😂😂آخیششش دلم برای حرف زدن اینجا و با شماها تنگ شده بود

    ۳ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    من هر شب که میگذشت میدیدم نمیایی از بقیه جونم استفاده میکردم تا محدود بشم🫠

    ۳ ماه پیش
  • ستایش

    0

    عزیزم🥲خبر خوش بدم بهت؟👀😂

    ۳ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    اله اله😍😍برگشتی؟

    ۳ ماه پیش
  • ستایش

    0

    سورپرایززززز بله😂🤭✅️از امشب مجددا پیشتونم

    ۳ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    ای عزیزممممممم🫂خداروشکر پس دیگه داریمت

    ۳ ماه پیش
  • ستایش

    0

    بله بله🌚فقط یهویی ازم انتظار تحلیل و سوالای زیاد نداشته باشین. باید دوباره پله پله پیش برم😂✅️

    ۳ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    حله😂😂مشکلی نیست

    ۳ ماه پیش
  • ستایش

    0

    اینم بگم که ممکنه روزها تایپ کنم😂✅️

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    مشکلی نیست عزیزم🤍😉

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم🥰😂

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤍💋

    ۳ ماه پیش
  • فائزه

    0

    لیلیلیللیلیلیللیلیلیلی هورا

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😍

    ۳ ماه پیش
  • حنانه

    0

    عیییی چهاربار اومدم جواب این کامتت رو بدم ارور زد امیدوارم اینبار بیاد خوشحال شدم ستایش جونم😍💋

    ۳ ماه پیش
  • ستایش

    0

    سلامت باشییی🎀🎀

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بعضی اوقات باگ داره

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بعضی اوقات باگ داره

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خیلی هم عالی😍🥰

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اخی😂💔

    ۳ ماه پیش
  • فائزه

    0

    ما هم دلمون برات حسابی تنگ شده بود😍

    ۳ ماه پیش
  • ستایش

    0

    فائزه دلت برای اذیت کردنام تنگ شده ها ای بلاااا🌚😂😂

    ۳ ماه پیش
  • فائزه

    0

    تو فقط باش اذیت هم کنی مشکلی نیست😂🥲

    ۳ ماه پیش
  • ستایش

    0

    قلبم🥲🤍عزیزممم

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم

    ۳ ماه پیش
  • حنانه

    0

    اره سر صابر بیا دوباره بریزیم سرش😂😂😂😂😂😂

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نامردا🫠

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😍🤍

    ۳ ماه پیش
  • حنانه

    0

    وای سلام عشقمممممم خوش اومدیییییسس

    ۳ ماه پیش
  • ستایش

    0

    عههه سلام حنانه😂🤍چطورییی

    ۳ ماه پیش
  • حنانه

    0

    عالیییییی😍😂بعد دیشب که این پارت رو خونوم انقدر خندیدم خیلی شارژم😂❤️

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍🦋

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤍💋

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍💋

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خوشحالم برگشتی عزیزم

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عمدی نبود ولی😂

    ۳ ماه پیش
  • لی لی

    0

    خدا سر شاهده تنها رمانیه که تا این حد طنز غیرقابل حدس و حتی دارک و ترسناکه هیچ رمانی ندیدم تا این حد بتونه رازالود بودنش رو حفظ کنه واقعا عالیه عالییییی💋💋💋💋خسته نباشی عشقم

    ۳ ماه پیش
  • مائده

    0

    خدایی به قول بچه ها تا اید حق🥲خیلی رمان خفنیه سیر نمیشم ازش

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم🥰💋

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍چه قدر با دیدن کامنتت انرژی گرفتم😍ای جانم بمونی برام قشنگم🤍🦋

    ۳ ماه پیش
  • لی لی

    0

    یعنی من هر بار اون دستگاه کاردیوگراف میگن کاردیوگرام میگن چی چیه ببینم و ضربان قلب به چشمم بیوفته حرف دلوین که بهش گفت تلویزیونی که ضربان قلب اردوان رو نشون میداد یادم میوفته😂😂😂😂😂😂😂

    ۳ ماه پیش
  • ستایش

    0

    بعد فک کن خیلی جدی بری عیادت یه مریض، یهو چشمت به این دستگاه بیوفته. حالا مگه میتونی جلوی خندتو بگیری با چیزی که از دلوین یادته؟😂😂😂😂

    ۳ ماه پیش
  • لی لی

    0

    با تشکر اینم به فوبیاهام اضافه شد😂🥲

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂🤍

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دقیقا😂

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂خاطره خوبی تو ذهنت ثبت شد

    ۳ ماه پیش
  • لی لی

    0

    به شددددت کیانا🤣

    ۳ ماه پیش
  • Sanaz

    0

    تلویزیونی که ضربان قلبشو نشون میداد🤣🤣لعنت بهت😂تلویزیون اخه😔😂😂😂

    ۳ ماه پیش
  • مانلی

    0

    دوباره یادم افتاد😂😂😂😂😂

    ۳ ماه پیش
  • Sanaz

    0

    همش تو ذهنمه اون دیالوگش😂😂😂😂😂😂💔

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️