هنجار شکن به قلم الهه محمدی
پارت نهم :
فیروزه که رسید، بحث ازدواج چاشنی ملسی گرفت. او تازه نامزد کرده بود و دوران شیرینی را میگذراند. قصههایی که داشت از رویاهایش بهم میبافت را نورا یکهو شکافت:
-همهی مردا اولش همینن. شلوار جین پاشونه و خوشاستایلن. بعدش شیکمشون میشه طاقچ ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

م.
1به نظرم تا اعتقادو آرزوهاش اینه نباید ازدواج کنه بخصوص با سمیر،اون عاشق و کوره قطعا بدبخت می شه،نورا به پدر مادرش نگاه کنه باید بفهمه چقدر مادرش برای خودش و پدرش کم گذاشته تا به آرزوهای مثلا بحق خورش برسه،توی زندگی مشترک باید آرزوهاتو با آرزوهای بقیه خانواده بسنجی و هماهنگ کنی نه فقط خودخواهی🤔