پارت شصت و یک :
***
در خواب و بیداری صدایی کنار گوشم میشنیدم:
- نمیخوای بیدار شی؟
گوشم از تنفسی گرم میشد و پاهایم ولی در سوز سرما یخ کرده بود.
هنوز آنقدرها هوشیار نبودم و حتی یادم نمیآمد کجا هستم.
هرجا بود نرم بود و البته گرم. پایم را جمع کرده و انگار چیزی رویم بود.
پایم را زیرش بردم. دستی انگار دورم پیچیده شده بود و دورم محکمتر حلقه زد.
سرم را کمی جابجا کرده و هوم بیجانی از لا
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
ساناز
0🧡🧡🩵🩵🩷💜💛💚🩶❤️🤎🤎🤍💙
۲ ماه پیشپرنیا
0ول کن دیگه دختر لذت ببر ازین آرازی که کنارته.
۲ ماه پیشلیلی
0سپاس بیکران ازبانوی پرتوان😁😄
۲ ماه پیشمیم
1الان مگه آرازم می گفت اونا سنتشون بخاطرش تغییر می دادن؟ فکر نکنم، اینا دیگه عقد براشون ملاک و اینکه دیگه زن و شوهر حساب می شن 🤔🙏🏻
۲ ماه پیشHani
3خیلی عالی بود خانم علی آبادی ممنون♥️♥️♥️
۲ ماه پیشفاطمه ❤️
3خیلی عالیه واقعا دوستشون دارم دوتا شخصیت آروم و بدون حاشیه 💜💖💖 فقط موش گربه بازیشون تا کی ادامه داره فک کنم لالین میخواد نفس رو بچه بغل ببینه😁🤭
۲ ماه پیشمینا
2دونفره های قشنگشون داره شروع میشه
۲ ماه پیشزهرا
2خیلی خوب بودفاطمه جون مممون ازت 😍😘
۲ ماه پیشزهرا
2همون جوری که اراز دیگه اسمی از تینا نمیاره نفسم بایدگذشته روفراموش کنه اخه کجای اراز شبیه پارساکه همش مقایسه میکنه اراز مرد بابا😍🥰😘
۲ ماه پیشدلارام
4مثل همیشه عالی فاطمه جان خوبه این نفس خانم اول کلی شرط و شروط گذاشت برای آراز بدبخت بعد خودش به هیچ کدوم عمل نکرد ولی راست میگه نفس این روستا کوچیک با این عقاید سنتی چطور برای اینا انقدر روشن فکری کردن فکر کنم کار آراز 😎
۲ ماه پیشماهرخ
2بسیار زیبا پارت طولانی و دلنشینی بود
۲ ماه پیشمهلا
2عالی بود 💜💜💜💜💜💜💜
۲ ماه پیشآمنه
2مرسی بانو عالی بود ای کاش مشکلی پیش نیاد و پارسا پیداش نشه گرچه بعضی ها از بس بدشانس هستند حتی مردها هم زنده مشوند تا خوشی نابود بشه
۲ ماه پیشاسرا
3صبحون منتظرباشیدلالین خورشیدبیارن🙏
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

افسون
1آخی ببین از دست مردم صبح وشب ندارن طفلی ها البته آراز جون که پایه است فکر کندصبح زود پاشی بپزی و بسابی اونم خانم دکتر که تا وقتی اینجاست فقط بی وقت همه رو ویزیت کنه دو تا شخصیت آرام ولی هر روز یکی شون باید بقیه رک آروم کنه🤣🤣