جغد انبار به قلم حمیده خوشبخت
پارت هفتاد و هشتم :
- چرا؟
- چی چرا؟
جلوی لبهای هم پچ میزدیم. تیر بارون و آشوبی در اطرافمون به پا شده بود و من در عجب بودم که چجوری میتونم صداش رو بشنوم. انگار تمام بدنم هوش و حواسشون رو دو دستی به ایلیا تقدیم کرده بودن...
چشمام فقط میخواست اون چشمهای آبی اتمی رو ببینه که با شیفتگی بهم نگاه میکرد، نه در و دیوار خونهای که داشت زیر تیر بارون گارد پادشاهی از هم میپاشید.
گوشم فقط میخوØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۵۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
Medusa
8«وقتی میگم اول هانا یعنی اول هانا» قلبمم😭🦋 مردی که تو باشی ایلیا🛐
۱ ماه پیشMedusa
9دلم نمیاد تورن خودشیفته رو انقدر مظلوم ببینم:) حابیل گوگولی و انقدر کینه ای و عصبانی..همشون و دارن تغییر میدن
۱ ماه پیشMedusa
7وای چرا تو این لحظه باید اسم الی رو میاورد😭 من تا الان الی و میکائیل و با هم شیپ میکردم ولی الان دلم میخواد بگم خاک تو سر الی
۱ ماه پیشMedusa
1هانا خیلی طبیعی زد تو گوشش😔🤣
۱ ماه پیشMedusa
0زوج هانا و ایلیا وایب انیمه عشق از دریچه منشور و میدن:) تو یه دنیای دیگه..وقتی وضعیتشون و همه چی بهتره💝
۱ ماه پیشMedusa
2«حتی اگر توی دریا بیفتم و بخوام غرق بشم تو رو بیشتر از اکسیژن و نفسم میخوام» هیچ مردی تو دنیا وجود نداره بخواد مثل ایلیا باشهه😭🛐fictional man
۱ ماه پیشدریا
2آندرس خیلی کراشهه کاش عکس زنشم داشتیم دلم میخواد زود زنشم وارد ماجرا بشه
۳ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
ما با زنشم آشنا شدیم دور پروسه زایمانیم😔🤣
۳ ماه پیشغزل
3اخه زنن این حجم از گوگولی و هیجانی و جذاب و *** بندی چطور توی این رمان جمع میشهه😂😍
۴ ماه پیشDIKTATOR
8سلام حمیده تا اینجای رمانو که خوندم خیلی هانا گفته که آخر داستان خوب پیش نرفت و فلان و فلان تروخدا اگه قراره آخر داستان خوب نباشه و یا ازین ده نفر حتی یک نفرشونم قرار باشه بمیره تروخدا بهن بگو که دیگه نخونم این رمانو بخدا وضعیت روحیم اصلا خوب نیست خیلی از عزیزان و از دست دادم
۴ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
د اخه زن🤣🤣
۴ ماه پیشDIKTATOR
5و بخاطر اینکه مغزمو آروم کنم به دنیای رمان اومدم و نمیدونی که چقدر تو همین چند وقت به شخصیتا وابسته شدم من تحمل از دست دادن یک نفرشونم ندارم تروخدا بهم بگو اگه قراره کسی ازین ده نفر بمیره نمیخام بعد این رمان باز برم تو اون دوران افسردگیه مسخره و عزاداری کنم🥲
۴ ماه پیشمقتول حمیده هستم
8اقا چرا فقط اون بمبو ننداختن دوباره بیرون؟
۵ ماه پیشمقتول حمیده هستم
3حالا نمیشه انقدر روی عشق اندرس به زن خوشگلش زوم نکنی؟ کراشمه خو
۵ ماه پیشفن آرین ایلیا شیثثث
0حمیده به خدا قسم اگه این رمان کمتر از تکنیک ها بشه با همون بمب دست ایلیا خودمو خودتو آشرو هانا و هر *** دیگه ای که هست رو میکشم
۵ ماه پیشحدیث
6کوروش خطر خیلی خفنی لامصب🫢😂😂🔥🔥
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Medusa
1از آشر خوشم میاد👀 فقط حسودی کردن ایلیا🤣😔