پارت هفتم :

پله‌های رینگ هنوز زیر پایش می‌لرزید. از میان حلقۀ جمعیت پایین آمد و صدای تشویق هنوز پشت سرش موج می‌زد. مردها با مشت به شانه‌اش می‌کوبیدند؛ چند نفر اسکناس‌ها را در هوا تکان می‌دادند و یکی از میان جمعیت با صدایی خش‌دار داد زد:

- گفتم که هیچ‌کس حر ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!