پارت هفده :
کف حیاط چمباتمه زده بودم و با مخلوط خاک و پودر نقرهای دایرهی جادویی میکشیدم.باید خطوط رو دقیقا مثل کتاب درمیآوردم.
ده روز اخیر دربارهی مطیع کردن پری بدون پرداخت بها تحقیق کرده بودم.رسیده بودم به دستورالعملی که باید در تاریکترین حالت ماه اجرا میشد.
اگه این یکی شکست میخورد مجبور بودم بیخیال همه چی بشم و نیوارا رو آزاد کنم.
به ساعت نگاه کردم.هنوز وقت داشتم.
نیوا
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

sober | نویسنده رمان
چشم،ممنون 😔❤️
۷ روز پیشاِلارا
0عشق نیو به آرن واقعا قشنگه چقدر خوبه آدم تو لحظاتی که یه قدم با مرگ و نیستی فاصله داره یه چنین عشقی یه چنین دست آویزی داشته باشه که به خاطرش دووم بیاره کی میگه عشق فقط عشق زن و مرد و عشق زن و شوهره
۳ هفته پیشگمشده در کمد بهراد
0عه نیوارا رفت؟؟؟!...کاش بازم بیاد و هی به هم کارهاشون گره بخوره😂من دوسش دارممممم
۴ هفته پیشیلدا
1فکر میکنم نیوارا اونجا که میگه ۶ فصل زندگی نامه خونده منظورش هیچکسانه🌚😂
۲ ماه پیشزید بهراد
1امیدوارم نیو بمیره بهراد بشه نقش اول این رمان🫤😂
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
خیلی از این نظر رنجیدم 💔
۲ ماه پیشرو🧎هامم واسه بهراد
0منم همینطور
۲ ماه پیشدخترِ پرتقالی
0من امیدوار بودم بهراد و داروین بمیرن بهنانه بشه برای من
۲ ماه پیشیوریک
0به همسرم چش داری؟؟عی بیتربیت
۲ ماه پیشدخترِ پرتقالی
0مثل اینکه رقیب زیاد دارم 😂
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
بهنانه استریته ( ╹▽╹ )
۲ ماه پیشیوریک
0ماکه پسریم☝️
۲ ماه پیشحاج باربی
7برو دعا کن داروین و حامی مال هم شن بهراد هم برگرده پیش مسعود اون موقع بهنانه برا خودت میشه دیگه هم از این دعا های شوم نکنیا
۲ ماه پیشماشین فقط سمند سورن
0این رمان چه ربطی به هیچکسان داره که بهراد باید شخصیت اصلی باشه؟😐
۲ ماه پیشزید بهراد
1ربطی نداره ولی میتونه بهراد یهو بپره داخلش
۲ ماه پیشماشین فقط سمند سورن
0زهی خیال باطل💅🏻✨
۲ ماه پیشبرده بهنانه
0چطوره بعدش بره توی کوه و شروع کنه به مراقبه تا تبدیل به بودای اعظم شه و دشمناشو با قدرت چشمای لیزری *** من شکست بده؟ سیسی خوبی؟ قرصاتو خوردی؟ سعی کن بیشتر ماهی و اجیل و این موارد مصرف کنی
۲ ماه پیشزید بهراد
0چه ربطی به ماهی و خوردن داره؟😂ولی ایده ات جالب بود بهراد بیاد با نیو دوست شه داداشی بشن بعد نیو کشته بشه بهرادم بیفته دنبال انتقام گرفتن بره کوهی جایی یه جن بونداده ظاهر شه قدرت بده بهش🤣بعد بیاد سورن و مسعودم بیاره و حمله آغاز بشه جالب شد🤣🤣🙏
۲ ماه پیشپرشیا
0تنها چیزی که میتونم بگم اینکه عاشقتم که مثه من هنوز بیاد بهرادی😚 من دوباره رفتم سراغش امروز جلد سوم و تموم کردم میخوام بقیشو بخونم
۲ ماه پیشیوریک
2امیدوارم نیو درواقع یه جن شیپ شیفتر باشه که اخر رمان بفهمیم درواقع نیو بهراده
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
فقط از یه بهرادفن همچین تئوریای برمیخیزه.
۲ ماه پیشگردنبند آرن
3درسته بهرادو دوست دارم ولی اینجا از نیو طرفداری میکنم🔥
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
❤️😘
۲ ماه پیشدرنا
2اثرات خوندن رمان های سوبر←الان همه برام شدن میمونک های احمق :)) قضیه ی خونوادشون چیه؟ نقره واقعا خواهرش بود؟ و یه چیز دیگه... من مریضم دوست دارم زودتر شکسته شدن نیو از فهمیدن حقیقت راجب برادرش، حالا هرچی که هست رو بفهمم، یا همه اینطوریم؟😂🤭
۲ ماه پیشنگار
0قشنگ گفتی🤌🏻 کاش یه راز پشم ریزون پشتش باشه
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
سعی میکنم پشمریزون باشه (◕ᴗ◕✿)
۲ ماه پیشدرنا
0منتظریتم سوبرر😭 ببینم منم یه ذسم مستعار برای خودم پیدا می کنم🥲
۲ ماه پیشگردنبند آرن
0پشم ریزون باشه ولی دو تا پسرم (نیو و آرن ) باهم از پیش بر بیان 🥺
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
نه نقره دخترعمهشه.بزودی جدایی نیو از آرن اتفاق میفته ಠ﹏ಠ
۲ ماه پیشگردنبند آرن
0تروخدا بگووووو با هم آشتی میکنن🥺😭😭😭😭
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
ʕ´• ᴥ•̥`ʔ
۲ ماه پیشN¡LL
1مثل همیشه فوق العاده بود قلم زیبات همیشه من رو جذب خودش میکنه مهم نیست چند بار بخونم لطفا پر قدرت ادامه بده، که رمانهات همیشه بهم احساس زنده بودن میدن 💞💞
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
ممنون از لطفت ꒰⑅ᵕ༚ᵕ꒱˖♡
۲ ماه پیشکبری
0ببخشید من در مورد این پارت نفهمیدم تکلیف جنازه چیشد و نیوارا کجا رفته دلم از الان برای کارهای غافلگیر کننده هاش تنگ شده🥺
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
قاتل حبیبی بود،همون موقع که برای اسکینی چاقو کشید و جناب سروان زمینش زد دستگیر شد.جنازه رو هم بردن خاک کردن. نیو هم فهمید که مجانی نمیتونه از نیوارا کار بکشه،آزادش کرد.
۲ ماه پیشگردنبند آرن
1نیو از هیچی نمیترسه جز اینکه به برادرش اتفاقی بیفته💫
۲ ماه پیشنگار
0زین پس بنده با اسم "پوتینِ پاپیون صورتی🎀" کامنت خواهم گذاشت، باشد که به مذاق نویسنده خوش بیاید🤚🏻
۲ ماه پیشیوریک
0ایده خوبیه منم از این به بعد ف.مبوی کوچولوی بهنانه ام هرچند فک نکنم شادی زیاد خوشش بیاد🤣💔💔💔
۲ ماه پیش🎀پوتین پاپیون صورتی
0عالیه😂🤚🏻کامنتت پتانسیل اینو داره که تو کانالش در جوابت کلیپ مخصوص پخش کنه😎کمتر کسی همچین سعادتی نصیبش میشه😂
۲ ماه پیشفمبوی کوچولوی بهنانه
0عالیهه🤣🤣🤣🤣🤣
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
تبریک (っ˘з(˘⌣˘ )
۲ ماه پیشدخترِ پرتقالی
2کنجکاوم بدونم ارن چه بویی میده؟!
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
قابل وصف نیست چون بوی طبیعی بدنشه ( ╹▽╹ )
۲ ماه پیشدخترِ پرتقالی
0هیچ جوره قابل وصف نیست یعنی؟ 😩
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
نه متاسفانه...ولی حدودی میتونم بگم بوی گرمی داره.
۲ ماه پیشدخترِ پرتقالی
0اها، مرسی از جواب دِهی 💚
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
(◍•ᴗ•◍)❤
۲ ماه پیشافرا
2نمیدونم چرا اونجا که نیورا گفت شیش جلد از زندگی نامه یه یارویی و خونده فکرم رفت سمت سمت بهراد
۲ ماه پیشنگار
0تو این مورد بات مخالفم، واقعا بهراد برای نیو بودن زیادی خنگه
۲ ماه پیشنگار
0اه چرا کامنتم برای یوریک ریپلای نخورد😶
۲ ماه پیشیوریک
0متاسفانه اره💔💔💔💔 ولی میتونه با شیرو تو زمان سفر کنه و از اتفاقای اون زمان باخبر بشه و درواقع وانمود به باهوش بودن کنه☝️
۲ ماه پیشپوتین پاپیون صورتی🎀
1برای این کار هم زیادی تنبله😔
۲ ماه پیشنگار
2نیو خیلی بوییه(بو براش مهمه)، داروین بچم هم بویی بود، چندبار اشاره کرد فلان همسایه راننده کامیونه بوی بابامو میده، تخت بوی حامیو میده و فلان... دلم تنگ شد برا بچم😭
۲ ماه پیشیوریک
1ارهه گفت هروقت بوی گریس بهم میخورد یاد بابام میوفتادمم وایی گلپسرممم
۲ ماه پیشنگار
0بچه نازنین تنها و بی کسم😭
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
(。•́︿•̀。)
۲ ماه پیشنگار
0برای نقش اول یکم بنظرم بهراد ته صفه، رو نیمکت ذخیره آرن و نیوارا نشستن فعلا
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
بله بله (◔‿◔)
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

اِلارا
1وای الان نظرات رو خوندم تو رو خدا انقدر به نیو عزیزم هیت ندیدد بچم خیلی جذابه خیلی ماهه خیلی خاص و باهوش و دوست داشتنیه من دوسش دارم سوبر جونم با اینکه خودم ناراحت شدم ولی تو ناراحت نشو نیو تاج سر ماست