شاه نشین تاریکی به قلم کیانا بهمن زاد و دیبا کاف
پارت ده :
نگاهش تو دل خاطره هاش فرو رفت اما لجاجت هنوز تو چهره اش بود.
- صورتم برید از اینجا تا وسط گونه ام… پدرم به مادرم که بیتابی میکرد گفت اگه زمین نخوره یاد نمیگیره که تا آخر عمر سرپا بمونه.
خط باریک زخم روی گونه راستش هنوز پیدا بود.
ه ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

سلما
0وای نهههه بقیه ش قفله😭😭😭خیلی رمان دارک خفنی نوشتید😭❤️