شاه نشین تاریکی به قلم کیانا بهمن زاد و دیبا کاف
پارت پنجم :
با حالتی نمایشی یه دستم رو روی دیوار پشت سرش گذاشتم و اون یکی دستم رو طوری که انگار میخواستم نوازشش کنم به سمتش بالا بردم اما در آخرین لحظه توی هوا نگهش داشتم.
- حس کردن ترس و ضعف طعمه ام میتونه به طرز عجیبی من رو حریص تر و همینطور روی تصمیماتم ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

titel
0قرار نیست توی تاریکی من فرو بری بچه جون وای از این جمله مرصاد