پارت سی و نهم :

پس از اینکه مردجوان خودش موهای‌ دخترک را جمع کرد، دست ظریف و سرد او را میان دست داغ خود گرفت و برخلاف میلش از سوئیت بیرون رفتند. از درب پشتی وارد آشپزخانه شدند. گلی و خسرو وقتی دست آن‌ها را در دست همدیگر دیدند، به سختی خنده‌یشان را کنترل کردند. خسرو با شیطنت و جسارت کلامش را به زبان آورد.
- آرازخان! حالا فهمیدم چرا ننه و بابای منو راهی مشهد کردین.
دخترک با گونه‌های گل افتاده، می‌خ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت علی در رمان اعجاز دلدادگی علی
تصویر شخصیت خسرو در رمان اعجاز دلدادگی خسرو
تصویر شخصیت آراز(نقش اصلی) در رمان اعجاز دلدادگی آراز(نقش اصلی)
تصویر شخصیت دلارام(نقش اصلی) در رمان اعجاز دلدادگی دلارام(نقش اصلی)
تصویر شخصیت محمد در رمان اعجاز دلدادگی محمد
تصویر شخصیت یاشار در رمان اعجاز دلدادگی یاشار
تصویر شخصیت یاسمن در رمان اعجاز دلدادگی یاسمن
تصویر شخصیت سمانه در رمان اعجاز دلدادگی سمانه
تصویر شخصیت گلی در رمان اعجاز دلدادگی گلی
تصویر شخصیت سرگرد عسگری در رمان اعجاز دلدادگی سرگرد عسگری
تصویر شخصیت شیدا در رمان اعجاز دلدادگی شیدا
تصویر شخصیت مهتاب در رمان اعجاز دلدادگی مهتاب
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من عاطفه میرزائی نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • شادان

    0

    کاش آراز بعد از اینکه بقیه هم برگشتن دلارام زن عزیزش رو بکنه تو چشم اون خانواده ی عفریته ی عمه اش..

    ۳ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🤭🤭🥴

    ۳ ماه پیش
  • م

    1

    انگار همه این کارا از سه سال پیش رو دلش مونده بود و آرزوش شده بود که این پیشنهادو داد و اینجور به آرامش رسید،پس هرکی مثل علی نصیحتش کرده داغ دلش تازه شده 🤭

    ۴ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🤣 🤣 🤣 🤣 وای حق گفتی

    ۴ ماه پیش
  • صدف

    3

    علی نفهمه صلوات

    ۵ ماه پیش
  • صدف

    2

    واییی از روزی که علی بفهمه

    ۵ ماه پیش
  • هستی

    3

    علی جون چشمت روشن حسابیییی خیانت شد بهتتتت🤧

    ۵ ماه پیش
  • Rosa

    4

    غم خیانتی ک به علی شد رو کجای دلم بزارم🤧🤣🤣🤣

    ۵ ماه پیش
  • نفس

    4

    پارت بی نظیرو فوق العاده ای بود مرسی گلم

    ۵ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    نوش نگاهت 🌹

    ۵ ماه پیش
  • سعادت

    6

    علی جان کجایی که عشقت عاشق کسی دیگر شد

    ۵ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🤣 🤣 🤣

    ۵ ماه پیش
  • Mahi

    5

    هی چقدایناکنارهم خوبن خدااااااا نویسنده حلالت نمیکنیم اگه اینارو جداکنی توروخداااااا

    ۵ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    یا خداااا مو بر بدنم سیخ شد😂

    ۵ ماه پیش
  • Aysan

    8

    احساس میکنم بعد از این آرامششون قراره یه جور زندگیشون رو زیر و رو کنی خانوم نویسنده که حتی تصورشم نتونیم بکنیم😂🫠

    ۵ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🧐 😎 نویسنده خبیثم

    ۵ ماه پیش
  • ابی

    3

    تو چرا اینقدر بی نظیر مینویسیییی.عالیعهههه

    ۵ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🥹 💚 🥹

    ۵ ماه پیش
  • رها

    2

    واییی خیلی عالیه ممنونم نویسنده عزیزم 😍😍

    ۵ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🌹 💚

    ۵ ماه پیش
  • MARY

    2

    وااااااایییی چقدر شیدا مهتاب خوشگلم خیلییییی ناااازننننن🤌🏻🥹

    ۵ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    😍 😍 🥹 🥹

    ۵ ماه پیش
  • ریحانه

    2

    فقط امیدوارم دلارام نشکنه همین❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    ۵ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🥹 🥹 🥹

    ۵ ماه پیش
  • Nana

    3

    تصور آراز و دلارام کنار هم خیلی قشنگه

    ۵ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    😍 💚 ❤️ خیلی زیباست

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️