پارت چهارم :

محمد علی با زبان لبانش را به بازی می گیرد تا قهقهه نزند:

_آخ‌آخ نگو که خیس کردم آقای شایگان، ببخشید ببخشید حاج‌ سلیم شایگان!

سلیم «مسخره ای» می گوید و با تحکم تاکید می کند:

_یه ساعت دیگه اینجایی، نباشی خودت می دونی و این کارگرا که م ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!