پارت سی و هفتم :


***
همه در حیاط عمارت جمع شده و آماده‌ی سفر بودند. خانم بزرگ با بغض نشسته بر گلویش آراز را به آغوش کشید.
- مراقب خودت باش مادر.
مردجوان دستانش را به دور تن مادربزرگش حلقه کرد، بوسه‌ای بر سر او زد و پر مهر کلامش را به زبان آورد.
- چشم، شما هم مراقب خودتون باشین، این مدت رو حسابی خوش بگذرونین.
سهیلا درحالی‌که شالش را بر روی سرش مرتب ‌می‌کرد، جلو آمد و خطاب به او گفت:
- عØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت علی در رمان اعجاز دلدادگی علی
تصویر شخصیت خسرو در رمان اعجاز دلدادگی خسرو
تصویر شخصیت آراز(نقش اصلی) در رمان اعجاز دلدادگی آراز(نقش اصلی)
تصویر شخصیت دلارام(نقش اصلی) در رمان اعجاز دلدادگی دلارام(نقش اصلی)
تصویر شخصیت محمد در رمان اعجاز دلدادگی محمد
تصویر شخصیت یاشار در رمان اعجاز دلدادگی یاشار
تصویر شخصیت یاسمن در رمان اعجاز دلدادگی یاسمن
تصویر شخصیت سمانه در رمان اعجاز دلدادگی سمانه
تصویر شخصیت گلی در رمان اعجاز دلدادگی گلی
تصویر شخصیت سرگرد عسگری در رمان اعجاز دلدادگی سرگرد عسگری
تصویر شخصیت شیدا در رمان اعجاز دلدادگی شیدا
تصویر شخصیت مهتاب در رمان اعجاز دلدادگی مهتاب
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من عاطفه میرزائی نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    1

    یعنی چی محرمم می شی،اصلا یهو چی شد،چه خبر جدیدی بهش دادن؟؟😮😮

    ۴ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🤭🤭🫣

    ۴ ماه پیش
  • Rosa

    2

    یعنی چی که محرمم میشییییییی مرتیکه ععع کامل بگو حرفتو محرمم دلم محرم درد دلممم

    ۵ ماه پیش
  • Aysan

    3

    وااای آراز چی گفتتت🥹😂 ولی خب میدونم منظورش اون نیست منظورش محرم اصرار و ایناست ایشالا🤲🏻😂

    ۵ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    😂 😂 😂

    ۵ ماه پیش
  • جانان

    5

    یاخود خداااا وای برمن نرفته میخوان ۳ نفره شن

    ۵ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    نننه قووول داده نشن

    ۵ ماه پیش
  • جانان

    1

    ازت انتظار ندارم شاپالاق یهو دیدی دلی باردار شد

    ۵ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🥶 🥶 🥶 نننننه بابا کاری نداره باهاش محرم اسراره🤣 😎

    ۵ ماه پیش
  • جانان

    1

    یکی جیران بانو محرم اسراره(نامه فرخ خان درمورد ازدواج آراز و یاسی) یکی سمانه 🤣🤣🤣

    ۵ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🤣 🤣 🤣

    ۵ ماه پیش
  • مینا

    0

    یدنگدره اراز خان محرمم میشی، همه رو فرستادی ددر بیچاره مادر مرده دختره چقدر بی کسی بده

    ۵ ماه پیش
  • نفس

    1

    چرا این اراز آرامش نداره خدا لعنتشون کنه

    ۵ ماه پیش
  • ریحانه

    1

    آراز چقدر دست و دلبازه آفرین بهش ولی یه حسی بهم میگه یه بلایی سر خواهر آراز آوردن که یهو یاد سه سال پیش افتاد

    ۵ ماه پیش
  • دینا

    4

    پشمامممم حقیقتا دیگه نمیتونم به نویسنده اعتماد کنم ، اصلا رمان قابل پیش بینی نیست😭😂♥️

    ۵ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    وای خدای من😎

    ۵ ماه پیش
  • Yekta

    4

    یا علییی داره رویا هام به واقعیه می پیوندند 🥲🥲هیجاننن دارممم

    ۵ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🤣 🤣 🤣

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    1

    اووووه چی شد🥺

    ۵ ماه پیش
  • الناز🔮

    1

    جان چیشد☹️چی گفت به دخترمون🤨

    ۵ ماه پیش
  • عسل

    1

    هااا چی شد یعنی چی محرمم میشی چی شد

    ۵ ماه پیش
  • دلارام

    3

    خداکنه بعده این 10 روز با یاسمن ازدواج نکنه فک کنم واسه مهریه دلارام بخواد دیه شو پرداخت کنه به یاشار یا واسش خونه بگیره از عمارت ببرتش

    ۵ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🥹 🧐 🧐

    ۵ ماه پیش
  • Nana

    1

    چی شد؟ چی اینقدر پسر مهربونمون رو بهم ریخت

    ۵ ماه پیش
  • هیفا

    2

    جان چی شد فک نکنم منظور اراز چیزی باشه بچم اینجوری نیس

    ۵ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    بله پارت بعد رو بخون🥲

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️