پارت نود :

فصل‌هفتم
اول اسفند بود و زمستان آخرین زورهایش را برای خودنمایی می‌زد.‌ خوب هم توانسته بود عابران را زیر شال و کلاه‌شان مستور کند. از مدرسه که بیرون آمد، کلاهِ کاپشنش را روی سرش بالا کشید و به پیشانی‌اش چسباند. می‌دانست آن‌روز تولدش است. پدرش گفته بود نیمه‌شب اواخر بهمن‌ماه به دنیا آمد. اما ماه اسفند او را به نام خود در آغوش کشید. خوشحال بود از آن بابت. چون پدرش هم متولد اسفند بود Ù

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    1

    خیلی خدب بود،ولی خیلی کوتاه بود پارت 🤗🙏🏻🥰

    ۵ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    انشالله پارت‌های بعدی جبران بشه براتون❤️

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️