سکوت نتها به قلم علیرضا لرکی
پارت هفتاد و هشتم :
شروع کردم به کمک کردن نامحسوس به این آدمها که اکثرا درمانده بودند. یک تاکسی زرد و کمک برای شروع...
نقشهی من یک آزمون اخلاقی بود.
من سالی یک نفر از آنها را تحت نظر میگرفتم. اگر در طول آن سال، تغییری نمیکردند، همچنان به پلیدی و فساد خود ادامه میدادند و هیچ تلاشی برای جبران گذشته نداشتند، حکمشان صادر میشد.
اما اگر تغییر میکردند، اگر آدمهای خوبی میشدند، زنده میماند
لطفا صبر کنید...