جغد انبار به قلم حمیده خوشبخت
پارت هفتاد و ششم :
«نیمه شب»
زیر لب با حرص و اضطراب غر غر کردم:
- این در رو هم روغن کاری میکردین دیگه!
سختترین پروسه امشب تعلق میگیره به بستن بیسر و صدای در اتاقم. از شانس خیلی زیاد و قشنگم بقیهی بچهها هر کدوم داخل یکی از اتاقهای راهرو خوابیده بودن و این کار رو برام سختتر میکرد... .
در که بسته شد، چند ثانیهای راهرو و پشت سرم رو زیر نظر گرفتم. خیلی خیلی ساکت بود؛ تنها صدایی که مÛ
مطالعهی این پارت حدودا ۴۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
Medusa
5خانم های زحمت کش🤣🤣وای خیلی وقت بود هار هار نخندیده بودم
۱ ماه پیشMedusa
9بعضی دیالوگ هاشون انقدر آبرو ریزونه که اگه تایپش کنم دنیای رمان پرتم میکنه بیرون🌚
۱ ماه پیشMedusa
1جذاب ترین عشق تاکسیکی که تو زندگیم خوندم تخصصت دارک رومنسهه🛐🦋
۱ ماه پیشMedusa
2انگشت شستشو روی دست باندپیچی شده اش کشید نبیلغهثقلفغقغفقهفقاففهعغغعهه
۱ ماه پیشMedusa
3«کله قرمز از پتو بیرون اومده» وایی دلم میخواد بغلش کنم بچلونمش شبیه بچه گربه هاست دلم تنگ شده واسه این جوجه رنگیی🐣🍓
۱ ماه پیشMedusa
0چقدر دلم تنگ شده بود دلم میخواد های های بزنم زیر گریه😭حس میکنم بعد صد سال از یه مسافرت طولانی برگشتم خونه
۲ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
Awwww خوش اومدیی
۲ ماه پیشMedusa
0بعد هزار سال یادمه آخرین پارت کدوم بودد 🐟باید از اینجا شروع کنم ( رمان خوندن یادم رفته)
۲ ماه پیشمقتول حمیده هستم
0حاجی، از بین11نفرشون ارین، حابیل، میترا، اندرس، ایلیا، هارپی فهمیدن هانا کیه خب یه جا به همه بگه دیگه
۵ ماه پیشنگار
10میگم این بچه هام چرا در به در شدن این هاوک بی پدرم اخرش معلوم نشد اون راز تو نامش چی بوده گرفت مرد اخه بگو مردک نمردی نمردی نمردی حالا که فهمیدیم یکم آدم خوبی هستی چرا مردی
۵ ماه پیشسارا
1دقیقا منم بخاطر مرگش دقیقا وقتی که داشت خود واقعیشو نشون میداد حسابی حرص خوردم
۵ ماه پیشسارا
5چه قدر با حرف هانا ک گفت مرد هارو بسوزونیم و خانوما باهم کیف کنیم موافقم ... ایلیا خیلی جدیدا جنتلمن شده 😁 ابراز علاقه های زیرپوستیش خیلی خوبه و اینک حس میکنم با اومدن آشِر به رمان جغد انباز قراره اتفاق های قشنگ تری شاهد باشیم
۵ ماه پیش🦋...
9حالا آشِر رو با کی شیپ کنیمم ؟؟؟ یک شخصیت دختر هم اضافه کنن 🤣🤣
۵ ماه پیشنانا
1من هستم آشر بره مننننن😭🎀
۵ ماه پیشعزادار دیا
6خب حالا که دختر نیست کوروش و برا آشر در نظر میگیریم بچه این همه سال در عشق دایانا سوخت .باید یکم زنگی کنه دیگه ؟
۵ ماه پیشنانا
1داداش منظورت چیه چرا *** ش می کنی 🤣😭
۵ ماه پیشضحی
3واییی پارت ۷۷ برا همه نیومده خدایی از ۴۰ دقیقه پیش تا الان همش دارم برنامه رو می بندم باز میام باز میبینم نیست باز نتم خواموش روشن میکنم باز میبینم نمیاد دیگه گوشی مو خاموش روشن میکنم خدااا
۵ ماه پیشاسما
2حمیدههههه عکس شهصیت هارو بزار اینحا تروخدااااااااااا لطفااااااااا اخه *** ندارم میخوام ببینمشون خداییی
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Medusa
3خدایی هیچ رمانی یه پارتش انقدر فراز و نشیب نداره از اول تا آخرش هزار تا اتفاق افتاد تو یه پارت فقطط