پارت هفتاد و ششم :


«نیمه شب»
زیر لب با حرص و اضطراب غر غر کردم:
- این در رو هم روغن کاری می‌کردین دیگه!
سخت‌ترین پروسه امشب تعلق می‌گیره به بستن بی‌سر و صدای در اتاقم. از شانس خیلی زیاد و قشنگم بقیه‌ی بچه‌ها هر کدوم داخل یکی از اتاق‌های راهرو خوابیده بودن و این کار رو برام سخت‌تر می‌کرد... .
در که بسته شد، چند ثانیه‌ای راهرو و پشت سرم رو زیر نظر گرفتم. خیلی خیلی ساکت بود؛ تنها صدایی که مÛ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرچم نلین در رمان جغد انبار پرچم نلین
تصویر شخصیت نقشه جزیره در رمان جغد انبار نقشه جزیره
تصویر شخصیت پرچم جامین در رمان جغد انبار پرچم جامین
تصویر شخصیت پرچم شاران در رمان جغد انبار پرچم شاران
آخرین نظرات ارسال شده
  • Medusa

    3

    خدایی هیچ رمانی یه پارتش انقدر فراز و نشیب نداره از اول تا آخرش هزار تا اتفاق افتاد تو یه پارت فقطط

    ۱ ماه پیش
  • Medusa

    5

    خانم های زحمت کش🤣🤣وای خیلی وقت بود هار هار نخندیده بودم

    ۱ ماه پیش
  • Medusa

    9

    بعضی دیالوگ هاشون انقدر آبرو ریزونه که اگه تایپش کنم دنیای رمان پرتم میکنه بیرون🌚

    ۱ ماه پیش
  • Medusa

    1

    جذاب ترین عشق تاکسیکی که تو زندگیم خوندم تخصصت دارک رومنسهه🛐🦋

    ۱ ماه پیش
  • Medusa

    2

    انگشت شستشو روی دست باندپیچی شده اش کشید نبیلغهثقلفغقغفقهفقاففهعغغعهه

    ۱ ماه پیش
  • Medusa

    3

    «کله قرمز از پتو بیرون اومده» وایی دلم میخواد بغلش کنم بچلونمش شبیه بچه گربه هاست دلم تنگ شده واسه این جوجه رنگیی🐣🍓

    ۱ ماه پیش
  • Medusa

    0

    چقدر دلم تنگ شده بود دلم میخواد های های بزنم زیر گریه😭حس میکنم بعد صد سال از یه مسافرت طولانی برگشتم خونه

    ۲ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    Awwww خوش اومدیی

    ۲ ماه پیش
  • Medusa

    0

    بعد هزار سال یادمه آخرین پارت کدوم بودد 🐟باید از اینجا شروع کنم ( رمان خوندن یادم رفته)

    ۲ ماه پیش
  • مقتول حمیده هستم

    0

    حاجی، از بین11نفرشون ارین، حابیل، میترا، اندرس، ایلیا، هارپی فهمیدن هانا کیه خب یه جا به همه بگه دیگه

    ۵ ماه پیش
  • نگار

    10

    میگم این بچه هام چرا در به در شدن این هاوک بی پدرم اخرش معلوم نشد اون راز تو نامش چی بوده گرفت مرد اخه بگو مردک نمردی نمردی نمردی حالا که فهمیدیم یکم آدم خوبی هستی چرا مردی

    ۵ ماه پیش
  • سارا

    1

    دقیقا منم بخاطر مرگش دقیقا وقتی که داشت خود واقعیشو نشون میداد حسابی حرص خوردم

    ۵ ماه پیش
  • سارا

    5

    چه قدر با حرف هانا ک گفت مرد هارو بسوزونیم و خانوما باهم کیف کنیم موافقم ... ایلیا خیلی جدیدا جنتلمن شده 😁 ابراز علاقه های زیرپوستیش خیلی خوبه و اینک حس میکنم با اومدن آشِر به رمان جغد انباز قراره اتفاق های قشنگ تری شاهد باشیم

    ۵ ماه پیش
  • 🦋...

    9

    حالا آشِر رو با کی شیپ کنیمم ؟؟؟ یک شخصیت دختر هم اضافه کنن 🤣🤣

    ۵ ماه پیش
  • نانا

    1

    من هستم آشر بره مننننن😭🎀

    ۵ ماه پیش
  • عزادار دیا

    6

    خب حالا که دختر نیست کوروش و برا آشر در نظر میگیریم بچه این همه سال در عشق دایانا سوخت .باید یکم زنگی کنه دیگه ؟

    ۵ ماه پیش
  • نانا

    1

    داداش منظورت چیه چرا *** ش می کنی 🤣😭

    ۵ ماه پیش
  • ضحی

    3

    واییی پارت ۷۷ برا همه نیومده خدایی از ۴۰ دقیقه پیش تا الان همش دارم برنامه رو می بندم باز میام باز میبینم نیست باز نتم خواموش روشن میکنم باز میبینم نمیاد دیگه گوشی مو خاموش روشن میکنم خدااا

    ۵ ماه پیش
  • اسما

    2

    حمیدههههه عکس شهصیت هارو بزار اینحا تروخدااااااااااا لطفااااااااا اخه *** ندارم میخوام ببینمشون خداییی

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️