پارت بیست و هفتم :

- عمو جان جای شمارو خودم آماده کردم، ماهان نشونتون میده.
- زحمت کشیدی پسرم، منم مثل بقیه دیگه، میرم یه گوشه میشینم.
- اختیار دارین، شما یا رو سر من میشینین یا روی فرش قرمز!
ماهان و شهاب که بی‌تعارف زدن زیر خنده تازه فهمیدم چه حرف ضایعی زدم. آخه آدمم انقدر چاپلوس؟! حتی عمو هم خیلی سخت جلوی خودشو گرفت تا نخنده و بعد از اینکه چند بار محکم زد به پشتم با بقیه ی مردا رفت تو حسینیه، ماهانم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ....

    0

    چه پارت خوبی دستتون درد نکنه نویسنده عزیز:)))

    ۲ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    خواهش می کنم 🥹💛

    ۲ ماه پیش
  • میم

    2

    فکر کنم اون متخصصشون کارو بدتر کنه،دارن عجله می کنن،ولی کاملا حق دارن،حیدری زیادی خونسردیش رو مخه 🤭🤔🙏🏻

    ۲ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    آره شاید اوضاع رو خیلی بدتر کنن با این کارشون 😈😈

    ۲ ماه پیش
  • سحر

    0

    بچه ها فقط من از دست حیدری حرص میخورم یا شمام اینجوری هستین؟زیادی ریلکس رو مخ🤔🤔🤔

    ۲ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    نه حق داری رو اعصابه خیلی، از شهابم بدتره 😂

    ۲ ماه پیش
کپی شد!