بوسه های تب دار به قلم محبوبه لطیفی
پارت صد و پنجاه و چهارم :
این همه شرارت و خباثت را نمیتوانم تاب بیاورم. چطور ممکن است یک عده آدم انقدر بی همه چیز و پست باشند که اینطور نقشهای بکشند که در نزد احسان من را یک آدم فرصتطلب نشان دهند که قرار است او را به این آدمها بفروشم و به او ضربه بزنم و در ازای ضربهای که به احسان میزنم از این آدمها پول و خانه بگیرم. کاش احسان حرفی بزند و به من بگوید که من در خواب هستم. حرفهایی که مربوط به علاقه او و درخوا
لطفا صبر کنید...
