عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت نود و دوم :
می خواستم برایش بنویسم: برات می میرم حتی اگه ازم جدا شی... اینکه پشتمی و برام وکیل گرفتی یه دنیا برام ارزش داره! اما به جایش نوشتم:هرکاری دوست داری بکن!فقط حق نداری بهم دست بزنی... اب از سر من گذشته! تکلیفمو روشن کن! حق و حقوقمو بده! برم...
بلافاصله نوشت: پول همین وکیل بابام خدا تومنه! می دونستی؟حاجی خبر نداره!
نوشتم: باشه! از مهرم کم کن...
موبایل را انداخت توی جیبش و جواب نداد.
مادر ک
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نگین
0از صب میام سایت باز نمیشه داشتم می مردم بقیهشو بخونم گفتم سایت پرید داشتم می مردم نویسنده جوووون چ پارتیم بود چ پااارتی میگم شهرام ترمز نبری می اون دفع همه رو میخ خودت کردیا آلاله م که کارش شده فرار از دست انیشتین این پسر یه تشکر بکن الا یه چی بگو دل پسره خوش شه این همه برات زحمت کشیده من بودم
۳ ماه پیشSajede
3اگه من میدونستم کار واجب شهرام با آلاله دقیقا چیه خیلی خوب میشد اما متاسفانه نمیدونم... حدسم بزنم ممکنه اشتباه دراد... ولش اصلا فقط میخونم ببینم تهش چی میشه بالاخره ممنون مهشاد جان عالی نوشتی 👌
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
حدس بزن عزیزم چه اشکالی داره
۳ ماه پیشSajede
1کار واجب شهرام با آلاله اینه که اون میخواد بهش بگه برات فلان کارو کردم، این کارو کردم اونکارو کردم باید برام تلافی کنی از مهریت کم میکنم انقدر برات پول خرج کردم... منظورش از حساب کتاب همینه دیگه..
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
بعید نیست هیچی
۳ ماه پیشابرا
2چه حساب کتابی هم می کنه من که فکر می کنم دلش از اون استایل تو عکس رو می خواد بس 😅😅😉
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
والا بعیدم نیس از این کراشتون!😄😄😄
۳ ماه پیشزهرا خ
2خداروشکر بخیر گذشت، اما شهرامو چکارش کنیم حالا، نبره آلا رو بگه باید مث عکسا جلوم شو اجرا کنی
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
وای! ترکیدم از خنده😆😆😆😆
۳ ماه پیشزهرا خ
3چه پارت بلندبالایی نوشتی مهشاد جانم دستت طلا قلمت مانا عزیزممممم
۳ ماه پیششیوا
2فقط ما می دونیم حساب کتاب شهرام چیه! شهرام خفه نکنی خودتو مث اون دفه! کار واجبت و بزار یه روز دیگه الان دختر خسته س😂🤪🤪🤪مهشاد جون عالی نوشتی عالی هر پارت از قبلی بهتره خیلی بهتر دستت طلا کیف می کنم کیف قفل درو ک زد من ملدم🫣🫣🫣
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم ...😂😂
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
قربونت زهرا جون💌💌💌❤️
۳ ماه پیشمینا
3ایییییییی اخ جون حساب کتابای شهرام والاله هیجان انگیزه مو دوس داروم😅
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
از دست شماها😅😅
۳ ماه پیشرویا
2رمان وقلمتون خیلی زیباست
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ممنون از شما
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نگین
1به میل پسر رفتار میکردم ی کم این الای ما یه کم عشوه و ناز و بر بیاد تمومه ولی فقط فراریه دلش میخوادا حق داره از آینده می ترسه اما باز این پسر کراشه من ک از اول خوشم می اومد بامرام و پاکه