بانو دخت به قلم ساناز لرکی
پارت صد و بیست و چهارم :
عمارتِ فرداد، برخلافِ عمارتِ اصلیِ قوام که انگار موزهای از کینه و قدرتِ انباشته شده بود، حال و هوای دیگری داشت. خانهای مدرنتر با پنجرههای بلند که حالا پردههایش را کشیده بودند تا آفتابِ بیرحمِ نیمروز، تنِ رنجورِ صاحبخانه را آزار ندهد. اما بویِ عمارت همان بود؛ بویِ ناخوشایندِ دارو، پنبهی الکلی و ترسی که مثلِ بختک رویِ دیوارها سایه انداخته بود.
وقتی من و نریمان وارد شدÛ
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نرگس
3حالا اگه بدونه هومان هم دوسش داره😂
۵ ماه پیشنظرده
1ساناز جون لطفا به نریمان یادآوری کن رخساره با زور بهش بله گفت نه از روی عشق و دلیل رخساره را شنید که قبول کرد بهش دست نزنه قبل از اینکه نریمان رخساره را ببیند بین دوتا برادراش مثلث عشقی وجود داشت
۵ ماه پیشباران
0شایدهم باشه ازسانازجون بعیذنیس طوری قشنگ میچینه که کیف کنی😍
۵ ماه پیشباران
0من فکرمیکنم رخساره بافردادخواهربرادرباشن
۵ ماه پیشماهرخ
0بسیار عالی خدا قوت عزیزم
۵ ماه پیشZahra
1آخه این بچه فرداد چقدر باید عاشق رخساره باشه🥺😭
۵ ماه پیشفاطمه زهرا
0پاراگراف اخر خیلی قشنگ بوددد✨
۵ ماه پیشفاطمه زهرا
1راجب جریان نرگس به قمرالملوک حق میدم که مثلا ازش خوشش نیاد ولی واسه فرداد نه
۵ ماه پیشپرنیا
0بچه ها پارت قبل ویرایش شده اونو بخونید بعد این پارت
۵ ماه پیشپرنیا
0تورو خدا فرداد چیزیش نشه 😔😔
۵ ماه پیشپرنیا
0فرداد 🥺🥺چقد عاشق رخسارس که تو این وضعیت همش اونو صدا میزنه
۵ ماه پیشپرنیا
0😂😂این آرمان مثل چی از نریمان میترسه همش هم جلوی چشمشه،ترکشش همیشه رو آرمانه
۵ ماه پیشبهار
0ساناز جون این پارت مشکل داره عزیزم ارور پارت قبله
۵ ماه پیشHedye
0???کلی پاراگراف تکراریه
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Helia
0نریمان یه جور اینطوری می کنه انکار عاشقش بود رخساره