پارت هشتاد و پنجم :

رومو ازش گرفتم و با خشونت به سمت در ویلا رفتم.
اون قدر رفتار هام خشمگین و عصبی بود که هیچ کنترلی روی قدم هام یا حتی حرکات بدنم نداشتم.
همین که در رو باز کردم و وارد سالن شدم یکهو تو دل یه نفر فرو رفتم و بعدش صدای شکستن یه چیزی باعث شد به خودم بیام و بفهمم دارم عین یه اسب رم کرده بدون توجه به موانع یا حتی آدم های مقابلم، می تازونم.
با دیدن مهنا که با چشم های گرد شده به ماگ خورد شده‌ش ن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    بهراد چقدر زر اضافه می زنی مرتیکه شغال

    ۱ هفته پیش
  • حنانه

    0

    حالا بعدا بهش حق میدی🥲

    ۱ هفته پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    نکنه عاشق دلوینه🙁

    ۱ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اولین کسی هستی که به بهراد حرف بد زد

    ۷ روز پیش
  • Nafas

    0

    خیلی خیلیی از رادان خوشم میاد اردوان هم اون حس حمایت و مراقبش فوق العهده است

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۱ ماه پیش
  • Nafas

    0

    رادان کراش 😭😭 این همه جذابیت و کاریزماتیکی توی این بشر خلاصه شده یکم بیشتر استفاده کن ازش کیانا😭🤣

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۱ ماه پیش
  • نون

    0

    هیچ فکری ندارم چون هرچی فکر کردم پارت بعد یه چیز دیگه بود😂واقعا غیرقابل پیشبینیه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۱ ماه پیش
  • چاوان

    0

    اقا من به مهبد مشکوکم زیادی خونسرده

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۱ ماه پیش
  • ستایش

    0

    اخی دلوین بیچاره ببین چه اشوبی بین عزیزاش افتاده

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۱ ماه پیش
  • چاوان

    0

    بهراد یهو چه ترسناک شدا😵 💫

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۱ ماه پیش
  • هدا

    0

    بهراد هرچی که گفت دلوینو پشتش در اومد ولی خب اردوان هم خیلی قشنگ پشت دلوین بود

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • ثنا

    0

    چه قدر این بشر کاریزماتیکه🥲رادان خیلی خفنه بچه ها

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍😁

    ۲ ماه پیش
  • تینا

    2

    این داستان داره منو رسماً معتاد می کنه، یکی جلو نویسنده رو بگیره😚😌

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍🤍💋

    ۳ ماه پیش
  • دینا(زن رادان)

    3

    بیشتر از حرفای بهراد نگاه های مهبد برام عجیب بود. یادمه گفته بودی به نوشیدنی قرمز توجه کنید و اولین ماموریت دلوین هم یه نوشیدنی قرمز ریخت روش ممکنه مرد مخفی به اون مهمونی مرتبط باشه

    ۴ ماه پیش
  • حنانه

    0

    ممکنه کسی که نوشیدنی قرمز رو روی لباسش ریخت خود مرد مخفی باشه:)

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره مشخص میشه عزیزم

    ۴ ماه پیش
  • ....

    0

    عالیه رمانت عشقم یه ریز دارم میخونم

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍🦋

    ۴ ماه پیش
  • Diana

    3

    چه قدر مکالمه بهراد و بقیه دارک و پر از راز بود یفنی چی گذشتههه بهشون حسابی کنجکاوم لعنتی این رمان خیلی خفنه

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️

    ۴ ماه پیش
  • هدیه

    3

    به مهبد شک کردم.

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️

    ۴ ماه پیش
  • مهی

    0

    الان فقط حرفای مهبد براتون عجیبه؟ یکم به قهوه و دارچینی ک داشت میخورد دقت کنید!مهبد خود مردمخفی نباشه همدستشه

    ۴ ماه پیش
  • حنانه

    4

    نگو میخورد بگو کوفت میکردددددددد

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۴ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    ایشش به هویتم توهین شد 💅🏻من به این خوش تیپی کجام شبیه اون مرتیکه زشته😡

    ۴ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    موافقم😂بااون ته ریش جذاب و حلقه تو دستت😍

    ۴ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    اره دقیقا می دونم خیلی خوشتیپم🗿اصلا همیشه قبل از خواب یه دور ته ریشامو با رادان مقایسه میکنم خیلی شبیه همن🤭

    ۴ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    عزیزم😂دلت میخواد رادان باشی پس

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ایییششش؟؟؟؟؟

    ۴ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    بهراد هم حرفاش بو دار بودا کلا این دادمهر ها دارن یه غلطایی میکنن

    ۴ ماه پیش
  • مهی

    0

    ازه ولی ب قول کیانا تو یکی از پارتا رو ترکیب قهوه و دارچین حساس باشید!☻️

    ۴ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    اره دقیقا من کلا به این دو اسم الرژی پیدا کردم مهی🤣

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۴ ماه پیش
  • حنانه

    0

    امیدوارم مهبد فقط مرد مخفی نباشه😒💔عیییی مهبد باشه میرم تو رمان میکشمشششش🔪🔪🔪🔪🔪😬😬😬😬😬😬

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اروم باش🤭🤭

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بلی😁قهوه و دارچین و همینطور نوشیدنی قرمز

    ۴ ماه پیش
  • مهی

    0

    نوشیدنی قرمز تو اتاق رادان بود!

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    به نوشیدنی قرمز بعدی که وارد رمان بشه منظورم بود

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    فعلا زوم کردن روی حرفاش😂💔

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️