فرتیغ به قلم مهیار رساطلب
پارت یازده :
جهان پرسید: چی؟
آشپز پاسخ داد: حالا باید مبارز بطلبد. اگر کسی مدعی نبود دیگر کار تمام است.
پهلوان همانطور که دستانش به عنوان برتری در میدان بالا بود فریاد زد: آیا کسی هست؟ کسی هست که جرات کند دستش را برای شال من دراز کند؟ آیا کسی هست که قلنجش نشکسته باشد؟ اگر هست بیاید که خودم نه تنها قلنجش را بلکه استخوانهایش را بشکنم.
با این جمله خیلیها خندیدند اما ناگهان آشپز برخواست. صد
لطفا صبر کنید...
