پارت هشتاد و سوم :
رادان به آرومی گوشه لبش رو خاروند بعد با لحن مردد پرسید:
رادان_ اسلحه رو از کجا آورده بودی؟
نفسم برید.
ترسیده بهش نگاه کردم.
فکرش رو نمی کردم اون قضیه یادش مونده باشه و این طور مجبور باشم یه روز بابتش جواب پس بدم.
_ اسلحه؟!
رادان_ مال اردوان بود؟
مردد با ترس جواب دادم:
_ مال... مال بهراد بود.
رادان_ بهراد اسلحه داره؟
_ آره دیگه... مگه نگفتم ماموره.
رادان_ جناب م
مطالعهی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۷ روز پیش🦢AVAZ GHO🦢
0مغزم دیگه نمیکشه بابا 😂😭
۱ هفته پیشالمیرا
0آیا اینکه هیچی از روابط این رمان نمی فهمم نشونه خنگ بودن منه؟ احتمالا آره
۲ ماه پیشحنانه
0چرا نمیفهمی؟ الان پارت ۸۳ هستی یه سری اتفاقات برات روشن شده از طرفی دو زمانه است زمان حال و زمان گذشته همه چی واضحه فقط باید با دثت بخونی و قضاوت نکنی مثلا الان تو فکرکردی اون دختره که با رادان یوده نویانه این قصاوته😁با دقت نخوندی
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا همینطوره
۱ ماه پیشساریسا
0نگران نباش😂رمان پیچیده است و موضوعش جدیده فقط باس زحمت بکشی عجولانه نخونی و به سرنخ ها دقت کنی بعدشم بیایی جلوتر خیلی چیزا واصح میشه برات😁
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بله رازالوده و از طرفی مبهم هم نیست فقط باید صبور باشید همین
۱ ماه پیشHani
0انگار تو هم مثل من عادت نداری به رمانی که همه چی رو توی چند پارت اول لو نمیده😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم هیچ رابطه ای نیست که تا این حد پیچیده باشه نفهمی... هر سوالی داشتی بپرس جواب میدم
۱ ماه پیششکر
0خیلی رمان مهیج و هیجان انگیزیه واقعا عالیه ممنونم ازتون خانوم بهمن زاد گل
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۱ ماه پیشستایش
0خیلی بده اینطوری دلوین ازش سرد شده نمیخوام بااردوان اینطوری باشه🥺کیانا یه کاری کن دختر
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
چشم قشنگم همه چی حل میشه
۱ ماه پیشSarina
0من واقعا گیج شدم چرا حرف های رادان ضد و نقیضه یک یار گفت حق نداری به اردوان نزدیک بشی یک بار گفت چرا نمیزاری من و اردوان مراقبت باشیم . واقعا گیج شدم😕😂
۲ ماه پیشحنانه
0سلام،عزیزم خوبی بین من پارت های جلوتر هستم و بهتر خیلی چیز ها رو درک میکنم چون خیلی خیلس باید به دیالوگ ها دقت کنی بین عزیزم رادان وقتی میگه نباید بهش نزدیک بشی منظورص اون نزدیک شدن عاشقانس که دلوین حق نداره عاشق اردوان بشه از اون طرف رادان توی این فکر مونده که دلوین داره کی رو پنهون میکنه که باعث
۲ ماه پیشSarina
0آنقدر وسواس گرفتم هر پارت رو دو بار میخونم 🤣 کیانا تو با داری چیکار میکنی🤣
۲ ماه پیشحنانه
0حق داری ما هم همینیم حتی همراه یه سری از بچه ها بارها پیش اومده رفتیم از اول پارت هارو خوندیم😂🤪
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍😁
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂🫂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ممنون از توضیحاتت گلم
۲ ماه پیشحنانه
0که باعث شده از اردوان و رادان فاصله بگیره چون بین توی این رمان مرد مخفی ناظر خاموشه(نمیدونم استوری ها رو میبینی یا نه) اما قضیه خیلی پیچیده است رادان براش سواله که اردوان اینهمه به دلوین نزدیگه و مراقبشه رادان هم مراقبشه چرا دلوین نمیذاره مراقبش باشه حتی به اردوان هم این اجازه رو نداده🥲
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشحنانه
0حدس ما اینه دلوین از ترس مرد مخفی از اردوان و رادان فاصله گرفته(با فرض اینکه مرد مخفی نه رادان باشه نه اردوان) اگه مرد مخفی یکی از این دو تا باشه دلوین از ترس مرد وحشیه که عاصله میگیره یا یه شخصیت که پشت سایه هاست و شاید هنوز وارد رمان نشده
۲ ماه پیشSarina
0اره اینم میتونه باشه مرد وحشی دیگه خبری ازش نیست یعنی تا پارت ۸۵ که تا الان خوندم خبری ازش نبوده و البته یکی دیگه هم بود که توی ذهن دلوین بود اونم خبری ازش نیست فعلا
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0مرد وحشی خبری ازش نیست فعلا ولی جلوتر بیای میاد تو رمان مرتیکه.😬
۲ ماه پیشSarina
0اه آشغاله از بس
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠💔
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره عزیزم
۲ ماه پیشحنانه
0اون مرد داخل خواب هاش خیلی ترسناکه بیچاره همش ازش فرار میکنه شاید همین مرد مخفی باشه🙄🤔😱
۲ ماه پیشSarina
0بزار تا خودش نیومده درگیر این نشم که اگر درگیر اون مرد داخل رویاهاش بشم دیگه قاطی میکنم 🤣
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
حالا بچه ها توی پارتی هستن که قراره کم کم یکیشون وارد بشه😁
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
قشنگم منظورش از نزدیکی همون ارتباط عاشقاته و.... بود
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
مراقبت هم منظورش اینه چرا نمیذاری ما ها مراقبت باشیم چون مشکوک شده که یه چیزی هست که باعث دلوین از رادان و اردوان دور بشه و به هیچ کدوم اجازه مراقبت یا... نده
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
مراقبت هم منظورش اینه چرا نمیذاری ما ها مراقبت باشیم چون مشکوک شده که یه چیزی هست که باعث دلوین از رادان و اردوان دور بشه و به هیچ کدوم اجازه مراقبت یا... نده
۲ ماه پیشSarina
0کیانا ترو خدا منو از این گیجی در بیار
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
توضیح دادم برات قشنگم🤍🦋
۲ ماه پیشسنور
0فقط خودت میدونی که دلیل سرد شدن دلوین از اردوان چیه🥲😂اصلا نمیشه حدس زد چی میصه
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیشسنور
0چه قدر رادان پر جذبه است😍😭وای دلم ضعف رفت
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍🤍💋
۳ ماه پیشسیما
0والا نمیتونم اصلا حدس بزنم رمانتو کیانا جان😂😶ترجیح میدم برم پارت بعد
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍🤍💋
۳ ماه پیشسیما
0خیلی عالی بود این پارت اصلا باورم نمیشه خیلی رمان خفنیه کیانا جان یه دنیا خسته نباشی❤️🙂
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم بمونی برام قشنگم😍🤍
۳ ماه پیشتیفانی
0واقعا اون اسلحه از کجا آوردی دلوین؟ میتونم قسم بخورم دروع گقت که از بهراده
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️
۳ ماه پیشنیلا
0رادان وایب خون اشام بهم میده نمیدونم چرا😂اردوان هم وایب اصیل زاده میده😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب🤭🤭
۳ ماه پیشDiana
0حس کردم اتاق سرد شد… یه دارک خالص بود این پارت.
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیشجهانی
0حس می کنم دلوین یه زمانی عاشق اردوان بوده اما یه خیانتی در کار بوده… پارت بعد توضیح میده؟
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️نمیتونم جواب خاصی بدم
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

درسا
0بچه چی میگه این وسط😭😭