پارت بیست و چهارم :
همونجا که کوسن خورد تو صورتش، در کمال ناباوری فقط یه «عه» از ته حلقش دراومد؛ بعد، آروم چرخید سمت دیگه و گلوش رو صاف کرد... و خیلی ریلکس دوباره با صدای بلندتری شروع کرد.
با دهن باز و ناباوری نگاهش کردم، نه… نه! این شوخیشه؟! داره من رو مسخره میکنه؟
یه طوری برای خروپف کردناش نفس میگرفت که انگار ریههاش اندازه کارخونه سیمانه.
با حرص کوسن دوم رو بالا بردم؛ هنوز نزده بودم که یهو س
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
☆Diana☆
9عاشق کل کل های این دوتا ام😁 یعنی عشق و محبت تو تک تک حرفاشون موج میزنه😊😊😁😁 ولی خدایی دست مریزاد مگان😊💙عاشق قلمتم
۴ ماه پیش
آوینا بابایی | نویسنده رمان
تا ثابت نکنی عاشق همن بیخیال نمیشیا دیانا😔
۴ ماه پیش☆Diana☆
3عمراً اگه بیخیال شم😌😌 یعنی اگه ثابت نکنم دنبال یه راه واسه خودکشی بدون درد میگردم😊😊😁😁
۴ ماه پیشبی نامونشون
1عالیه دختر😍 امیدوارم در آینده یه نویسنده مشهور بشی 💖 عالی می نویسی من خودم دوست دارم نویسنده بشم و الان دارم تو خونه تمرین میکنم و رمان هایی رو تو دفتر مینویسم برام دعا کن مگاننن🙏🏻
۴ ماه پیش
آوینا بابایی | نویسنده رمان
فدات بشم مننن امیدوارم که موفق باشییییی زیبااا
۴ ماه پیشبی نامونشون
0ممنون گل❤️ 🩹🌷 همچنین امیدوارم توهم یک نویسنده مشهور و خوب بشی ما ذوق کنیم💝
۴ ماه پیشنیلو
0مگان جون مثل همیشه عالی✨🩶
۴ ماه پیش
آوینا بابایی | نویسنده رمان
مرسیی زیباا
۴ ماه پیشنیلو
1واییی سایفر🤣🤣چه میکنی آیناز😂
۴ ماه پیش
آوینا بابایی | نویسنده رمان
😭😭😂😂
۴ ماه پیشDina
3هذیوناش تو خواب حرص خوردناش عصبی شدنش بنظرم آرکا ی دنیای متفاوته و این خیلیی قشنگه پارت بانمکی بود😂🤭
۴ ماه پیش
آوینا بابایی | نویسنده رمان
آرکا بودن پز نیست سبک زندگیمه
۴ ماه پیش،،،
0چقدر سر این پارت خندیدم😁 ممنون از آوینا جون🫠🩶
۴ ماه پیش
آوینا بابایی | نویسنده رمان
خوشحالم که تونستم لبخند رو لبت بیارممم
۴ ماه پیشاسمم یادم نیس😁🙃
4ولی فقط اونجایی که سایفر با شک دستش رو دور لبش کشید🤣 قلمت شاهکاره دختر هم مافیایی هم طنز عاشقش شدم
۴ ماه پیش
آوینا بابایی | نویسنده رمان
وااااای ذوووقققققق😭
۴ ماه پیشمشتری ردوین
2کنارم بمون>>>>>>>>
۴ ماه پیش
آوینا بابایی | نویسنده رمان
حیحییی
۴ ماه پیش𝓼𝓱𝓲𝓿𝓪
1کنجکاوم ببینم آرکا چجوری تلافی میکنه😂
۴ ماه پیش
آوینا بابایی | نویسنده رمان
سروران عزیزی که ما را در مراسم یاری دادن ...
۴ ماه پیشYasi
5آرکا گوگولی تو خواب در مورد گربه حرف میزنه و همینطور تو خواب هم دنبال پول و سودشه
۴ ماه پیش
آوینا بابایی | نویسنده رمان
آرکا برا خودش یه سبک زندگیه
۴ ماه پیشYasi
8تا کی قراره به ایناز ما فحش بده ؟ مرتیکه وا بده دیگه
۴ ماه پیش
آوینا بابایی | نویسنده رمان
والاااااا
۴ ماه پیش.....
3خیلیییییییی خفن بود این پارت دمت گرم عالیییییی بود😎😎😎🫂🫂 و یه خواهش میشه پارت بعدی رو کمی سریع تر بزاری می دونم سخته نوشتنش درست کردنش و.... ولی اگه این کار رو بکنی دیگه حرفی ندارم که بزنم واقعا عالی هستی 💓💓💓😇😇
۴ ماه پیش
آوینا بابایی | نویسنده رمان
طبق تایم پارت گذاری پیش میریم دیگه عشقم
۴ ماه پیشمهسا
2وایی عاشق رمانت شدم خیلی خوبه 🎀🥹
۴ ماه پیش
آوینا بابایی | نویسنده رمان
خوشحالم که دوسش دارییی
۴ ماه پیشتوت فرنگی
0وای مکان عشقم قلمت حرف ندارم عزیزم امیدوارم به بهترین ها برسی🍓❣️
۴ ماه پیش
آوینا بابایی | نویسنده رمان
قربون شمااااااا
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نیلوفر آبی
1🤣🤣🤣🤣🤣🤣عالی بود خسته نباشید ممنون