گلگونهرخ به قلم مهدیه فیروزی
پارت هشتاد و یک :
چشمانش درخشان و خودش بیخبر، دستانش را که زیر انداخت، گزیدگیِ کنج لبش زیر دندان پیدا شد. گونههایش هنوز سرخ، برای لحظاتی ساکت به آوای تپشهای قلب کیسان گوش سپرد و نفهمید از کجا به بعد، قلبش هماهنگ با قلب او تپید. نگاهش زیر افتاد و جایش آنقدر خوب که کوچکترین تلاشی برای جدایی از آغوش او نکرد سپس حین بازیِ سرانگشتش بر ساق دست کیسان که قلقلک پوست او را سبب شده بود، زمزمهوار صحبت از نو آغا
مطالعهی این پارت حدودا ۲۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
maca..
0کیسان لازمم شد😶
۳ ماه پیشفن همه
1حالا با خوندنه مردازما مطمئن شدم که کیسان شاهد قتل بابای نازنین به دست فرخ بوده واین راز داره عذابش میده😟😟😟😟
۳ ماه پیشامیر علی
2مهدیه جونم میگم اگه قراره فردا از صفورا جزه جیگرو از صامت فلان شده اینا بخونیم اعصابمون قشنگ له بشه، یکمم تنگش از کیسان و نازنین بچپون تهش دلمون باشه. ماچ بهت😘😘😘😘
۳ ماه پیشامیرعلی
0تهش دلمون باز شه
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
حتما در نظر میگیرم🫣😂
۳ ماه پیشامیر علی
0ماچ 😘😘🌹🌹🌹🌹🙏🙏🙏🙏
۳ ماه پیشمهدیه
2می گم خانم نویسنده،نمیشه این بچه رو به کام دلش برسونی؟بچم مدت هاست در حسرت یه بوسه است🎀
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
من راضیم منتها کی نازنین رو راضی کنه؟
۳ ماه پیشمامان عسل
3مهدیه جون شما میتون نازنین رو راضی کنین فقط کار خودتونه استدعا دارم🙏🥰
۳ ماه پیشزیبا
0داستان مردآزما خیلی قشنگ بود کاش ادامه داشته باشه
۳ ماه پیشراحله
0یه روز مرد ازما رو بنویسین یک کتاب جداکلا
۳ ماه پیشآرزو
0خوب مشکل عشق نازنین وکیسان حل نشده بایددرگیرکتاب مردآزمابشم...چرابایدیه کتاب دیگه مربوط شه به زندگی کیسان🤨🤨🤨...خداخیرت بده مهدیه جون این کیسان روبه مراد دلش بیشتربرسون گناه داره😅😅
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
حالا با مردآزما کار دارم🫣
۳ ماه پیشمهدیه
0اسم کاراکتری که برای نازنین انتخاب کردین چیه؟یل میدونین تو کدوم فیلمه؟
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
ادلاید کین، اسم سریالش سلطنته
۳ ماه پیشساناز
0کیسان دقیقا وضعیتش شبیه پسری بود که تو مردآزما به شبح تاریکی تبدیل شده بود. امیدوارم نازنین خیلی زود بهش دل ببنده.مثل همیشه عالی بود مهدیه بانو😘
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
اون داستان خیلی مهمه🫣
۳ ماه پیشنرگس
0بینظیییییییییر براش کمههههه🥹🥹🥹🥹🥹🥹
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
قشنگم🤍
۳ ماه پیشمامان عسل
2مهدیه جون کام نازنین و کیسان و شیرین کن تا خیالمون راحت بشه بعد برو سراغ بقیه شخصیت ها..🤗🤗از این دو بچه ای هم در کار باشه خیلی عالی میشه 🙏🥰
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
تا بچه پیش بریم یعنی🫣😂
۳ ماه پیشراحله
0وای چقدر مرد آزما جالبه واقعیه کتابش ؟
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
نه، زادهی ذهنمه^^
۳ ماه پیشفاطمه
0یعنی ما پارت بعدی باید منتظر بو...سه ای دو عاشق باشیم🤔
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
نه چون فقط یکیشون عاشقه، دو عاشق نداریم🫣😂
۳ ماه پیشمهدیه
0"و وقتی چشمه اشک نازنین با نسیم نفسش خشکید جان یه تنش برگشت"انگار وقتی به نازنین جانم می گفت اغراق نمی کرد...
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
این خیلی قشنگ بود^^
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فرشته
0حتما روزی که نازنین دلیل مرگ پدرش رو بفهمه و از همه مهم تر بفهمه که کیسان میدونسته و نگفته .. وای از اون روز البته احساسمه