پارت هشتاد و یک :

چشمانش درخشان و خودش بی‌خبر، دستانش را که زیر انداخت، گزیدگیِ کنج لبش زیر دندان پیدا شد. گونه‌هایش هنوز سرخ، برای لحظاتی ساکت به آوای تپش‌های قلب کیسان گوش سپرد و نفهمید از کجا به بعد، قلبش هماهنگ با قلب او تپید. نگاهش زیر افتاد و جایش آنقدر خوب که کوچکترین تلاشی برای جدایی از آغوش او نکرد سپس حین بازیِ سرانگشتش بر ساق دست کیسان که قلقلک پوست او را سبب شده بود، زمزمه‌وار صحبت از نو آغا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فرشته

    0

    حتما روزی که نازنین دلیل مرگ پدرش رو بفهمه و از همه مهم تر بفهمه که کیسان میدونسته و نگفته .. وای از اون روز البته احساسمه

    ۲ هفته پیش
  • maca..

    0

    کیسان لازمم شد😶

    ۳ ماه پیش
  • فن همه

    1

    حالا با خوندنه مردازما مطمئن شدم که کیسان شاهد قتل بابای نازنین به دست فرخ بوده واین راز داره عذابش میده😟😟😟😟

    ۳ ماه پیش
  • امیر علی

    2

    مهدیه جونم میگم اگه قراره فردا از صفورا جزه جیگرو از صامت فلان شده اینا بخونیم اعصابمون قشنگ له بشه، یکمم تنگش از کیسان و نازنین بچپون تهش دلمون باشه. ماچ بهت😘😘😘😘

    ۳ ماه پیش
  • امیرعلی

    0

    تهش دلمون باز شه

    ۳ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    حتما در نظر میگیرم🫣😂

    ۳ ماه پیش
  • امیر علی

    0

    ماچ 😘😘🌹🌹🌹🌹🙏🙏🙏🙏

    ۳ ماه پیش
  • مهدیه

    2

    می گم خانم نویسنده،نمیشه این بچه رو به کام دلش برسونی؟بچم مدت هاست در حسرت یه بوسه است🎀

    ۳ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    من راضیم منتها کی نازنین رو راضی کنه؟

    ۳ ماه پیش
  • مامان عسل

    3

    مهدیه جون شما میتون نازنین رو راضی کنین فقط کار خودتونه استدعا دارم🙏🥰

    ۳ ماه پیش
  • زیبا

    0

    داستان مردآزما خیلی قشنگ بود کاش ادامه داشته باشه

    ۳ ماه پیش
  • راحله

    0

    یه روز مرد ازما رو بنویسین یک کتاب جداکلا

    ۳ ماه پیش
  • آرزو

    0

    خوب مشکل عشق نازنین وکیسان حل نشده بایددرگیرکتاب مردآزمابشم...چرابایدیه کتاب دیگه مربوط شه به زندگی کیسان🤨🤨🤨...خداخیرت بده مهدیه جون این کیسان روبه مراد دلش بیشتربرسون گناه داره😅😅

    ۳ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    حالا با مردآزما کار دارم🫣

    ۳ ماه پیش
  • مهدیه

    0

    اسم کاراکتری که برای نازنین انتخاب کردین چیه؟یل میدونین تو کدوم فیلمه؟

    ۳ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    ادلاید کین، اسم سریالش سلطنته

    ۳ ماه پیش
  • ساناز

    0

    کیسان دقیقا وضعیتش شبیه پسری بود که تو مردآزما به شبح تاریکی تبدیل شده بود. امیدوارم نازنین خیلی زود بهش دل ببنده.مثل همیشه عالی بود مهدیه بانو😘

    ۳ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    اون داستان خیلی مهمه🫣

    ۳ ماه پیش
  • نرگس

    0

    بینظیییییییییر براش کمههههه🥹🥹🥹🥹🥹🥹

    ۳ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    قشنگم🤍

    ۳ ماه پیش
  • مامان عسل

    2

    مهدیه جون کام نازنین و کیسان و شیرین کن تا خیالمون راحت بشه بعد برو سراغ بقیه شخصیت ها..🤗🤗از این دو بچه ای هم در کار باشه خیلی عالی میشه 🙏🥰

    ۳ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    تا بچه پیش بریم یعنی🫣😂

    ۳ ماه پیش
  • راحله

    0

    وای چقدر مرد آزما جالبه واقعیه کتابش ؟

    ۳ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    نه، زاده‌ی ذهنمه^^

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    یعنی ما پارت بعدی باید منتظر بو...سه ای دو عاشق باشیم🤔

    ۳ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    نه چون فقط یکیشون عاشقه، دو عاشق نداریم🫣😂

    ۳ ماه پیش
  • مهدیه

    0

    "و وقتی چشمه اشک نازنین با نسیم نفسش خشکید جان یه تنش برگشت"انگار وقتی به نازنین جانم می گفت اغراق نمی کرد...

    ۳ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    این خیلی قشنگ بود^^

    ۳ ماه پیش
کپی شد!