اعجاز دلدادگی به قلم عاطفه میرزائی
پارت نهم :
چند روزی از آمدنش به روستا میگذشت. هنوز دلش رضایت نداده بود که به آرامگاه عزیزانش برود. بابت پانزده سال بیخبری شرمسار بود و قسم خورده بود، پس از انتقام به دیدارشان برود. با خسرو درحال پیادهروی میان کوچه باغهای روستا بودند. خسرو سکوت مبهم بینشان ر ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

هستی
0اوکی ولی آرازم تقصیری نداشته دلارامم همینطور عقاید پوسیده و قضاوت های بی جا....