پارت صد و پنجاه و دوم :
جوابش سکوت بود و نفسهای منظمِ آراسی که در خوابی عمیق به سر میبرد و هیچ حواسش به گریه و زاری دلنیا نبود.
به اندازه تمام گریههایی که توی دلش ماند گریه کرد و دستِ آراس را به صورتش میفشرد.
کاش بیدار میشد و خودش را توی آغوشش میدید.
ساعتی گذشت و دلنیا از فرط گریه خوابش برده بود و توی خواب هق هق میکرد. در خواب احساس کرد که کسی صدایش میزد.
- دلی...
کمی مکث و بعد دوباره صداÛ
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

آمنه آبدار (الهه) | نویسنده رمان
پارت دیشب باید قرار میگرفت که الان قراردادم و فردا هم دارید❤️
۶ ماه پیشزهرا
3اینکه انقدر دیر به دیر پارتها رو میزارید خیلی بده آدم کلا از فضای رمان فاصله میگیره من اگه میدونستم اینجوریه و رمان کامل نیست هیچوقت قاطی خوندنش نمیشدم
۶ ماه پیشالای
0پارت ها کوتاهن دیر به دیر هم که میزارن کلا یادم میره
۶ ماه پیشMary
0امیدواربعد از به هوش اومدن آراسهم انتقام موهای دلینا رو بگیره هم این همه سختی رو با عشق جبران کنه^^
۶ ماه پیشMary
0خیلی خوبه که پارت ها رو به موقع میذاری و انداره پارت ها هم راضی کنندست ممنونم♡
۶ ماه پیشنارین
0کاش آراس زود خوب بشه
۶ ماه پیشم
2خدارو شکر تا حالا زنده مونده،پس سخت داره مقاومت می کنه وزنده می مونه 🙏🏻💚
۶ ماه پیششادان
2کاش زودتر آراس تکلیفش معلوم بشه گناه داره دلی... به شدت منتظر انتفام زانا خان هستیم ..کاش بره این ابراهیم اینا رو بشونه سرجاشون
۶ ماه پیشاسرا
2آخه گناه داره آراس بهوش بیا🙏
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه
0رمان شما عالیه فقط اگه میشه تند تند بزارید پارت الان دوروز بیشتر هست که پارتی نزاشتید