پارت هفتاد :


«از دیدگاه شخصیت ایلیا ایوانف»

" - یه قتل عام؟ امکان نداره، اونا به خاطر پول‌هاشون هم که شده نمی‌تونن همچین کاری کنن. از یه طرف ما مردم‌و سمت خودمون داریم، یادتون رفته؟ در ضمن...
یه نگاه به وضعیت جفتمون انداختم. بعد از یه انفرادی جانانه و بیست و چهار ساعته، آخرین چیزی که نیاز داشتم این بود که یه پیرمرد گوشم رو بپیچونه.
البته این پیچوندن نبود، رسماً شکنجه حیوانی محسوب میâ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرچم نلین در رمان جغد انبار پرچم نلین
تصویر شخصیت نقشه جزیره در رمان جغد انبار نقشه جزیره
تصویر شخصیت پرچم جامین در رمان جغد انبار پرچم جامین
تصویر شخصیت پرچم شاران در رمان جغد انبار پرچم شاران
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    2

    زاویر خیلی عوضی و سنگدل هستی واقعا دستور دادی زنده به گور کنن فرزندان مرا؟😭😂الهی خودت زنده به گور شی نکبت

    ۴ هفته پیش
  • جنگل

    2

    عرر چنی گریه کردم سر این پارت 🛐🛐😭😭

    ۲ ماه پیش
  • غزل

    4

    او داستان جالب بَیه😂 ای بزن این جوخه کثافتو بکشن غیر از راشا،میکائیل و سامو

    ۴ ماه پیش
  • فن آرین ایلیا شیثثث

    3

    اون لحظه ای که کلیئو گفت بچه ها زنده به گور شدن گریم گرفته بود،من با تعریف های هانا از کلیئو متنفر بودم ولی نمی دونم چرا الان ازش بدم نمیاد،شاید به خاطر اینکه احساس میکنم واقعی نیست،اولش فکر میکردم خود اسپیروعه ولی الان بازم نمیتونم قبول کنم زنده بوده این همه سال،ولی هانا یه چیزی می دونه راجب کلیئو

    ۵ ماه پیش
  • همزاده هارپی

    13

    ایلیا ی جوری میگه سیستم انگار راجب سیستم فنی ایران خودرو حرف میزنیم:)

    ۶ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣🤣🤣🤣

    ۶ ماه پیش
  • فن آرین ایلیا شیثثث

    1

    دهنت سرویس 😂🥀

    ۵ ماه پیش
  • همتا

    0

    به اسپیرو و کلیئو حس خوبی ندارم کلیئو مشکوکه خیلی هعی نکنه میخواد ایلیا رو بکشه الان نزدیک ساعت ۱۲ عه همون لحظه که هاووک مرد و پایگاه اتیش گرفت😱😱😭😭😭😭

    ۵ ماه پیش
  • *فن ایلیا*هیتر زی‌زی

    11

    یه لحظه استپ...کلیئو گفت که تو تمام پایگاه شنود داره..پس میتونه حرفای هانا و زاویه رو از همون اول شنیده باشه و دفتر خاطراتشو خودش برداشته باشههه؟؟؟و همینطور اسپیرو هم کمکش میکردههه

    ۶ ماه پیش
  • دیکتاتور

    2

    بلاخره رسیدم به پارت بندی ها

    ۶ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    تکبیر

    ۶ ماه پیش
  • Medusa

    11

    "قول بده دیگه به دخترم نزدیک نمیشی" بمیرم برای شیث که خبر نداره...نزدیک؟🌚

    ۶ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    نزدیک یه شوخی مسخرست

    ۶ ماه پیش
  • Medusa

    12

    هاووک تو کله کچلت چی میگذشت؟😭 هیچ وقت فکر نمیکردم یه روزی برام یه راز جذاب باشی

    ۶ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    وینینقنن تاریکککک😭🛐

    ۶ ماه پیش
  • Medusa

    5

    ابراز علاقه اش: تار های صوتیش و جزغاله میکنم، چشماش و از کاسه در میارم میندازم جلو سگ🐶 دارک رومنس به سبک حمیده🎀

    ۶ ماه پیش
  • Medusa

    6

    جدی یکی گفته بود خیلی خوب تعادلو رعایت میکنه دقیقا همینه نه ایلیا از این مردای زن ستیز نه هانا نفهم که هی حرص بخوری

    ۶ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    متچکررر

    ۶ ماه پیش
  • Medusa

    6

    هانا واقعا "دخترونه"ست🎀 اگه پارت بعدی یهو انرژی زنانه اش تبدیل به تستوسترون نشه😭

    ۶ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    تخریب شخصیتی‌هاش هم گوگولیه😭🎀

    ۶ ماه پیش
  • Medusa

    1

    ولی اگه خودمو بذارم جای قاتل ها واقعا زنده به گور کردن قربانی حس خوبی داره( کاش از دوازده شب به بعد کامنت نزارم🌚)

    ۶ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    برو بخواب

    ۶ ماه پیش
  • الی

    42

    ایلیا تو این پارت چه گیری داده بود به مادر زاویر😂 فقط منم که حس میکنم ایلیا یه حس سا،دیسم طور نسبت به هانا داره؟ مدیونید فکر کنید عاشق همین سا،دیسم بازیاشم😔

    ۶ ماه پیش
  • موی زائد طلایی ایلیا

    29

    فقط اونجایی که برگشت گف کاش تا ابد تو همین سیاهچاله مینداختمش و درم روش میبستم تا هیشکی نبینتش🛐🛐البته قطعا ک اگ بخواد همچین غلطی کنه تیکه بزرگش گوششه ولی بازم🛐😭قشنگ ایلیا تایپ منه گاااد

    ۶ ماه پیش
  • الی

    21

    میخاد بدزدتش تا دست کسی بهش نخوره چون سهم ایلیاعه 😭😭 منم میخام خبب پس من سهم کیم که بخاطر زخم دستم بخاد دست کسی که زخمیم کردو قطع کنه

    ۶ ماه پیش
  • موی زائد طلایی ایلیا

    6

    فک کنم منظورش این بوده ذوش نشده بگه. دست❌ گلوله ✔️

    ۶ ماه پیش
  • الی

    16

    بگیریم بشینیم جدی چند ساعت راجب این رفتار ایلیا ذوق و بحث کنیم😂

    ۶ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    وای ببین نوشتن راجب ایلیا اینجوریه که باید راجب تک تک حرکاتش فکر کنی 😭

    ۶ ماه پیش
  • موی زائد طلایی ایلیا

    10

    عاشق رفتاراشم مرسی ک انقد تو نوشتن شخصیتش وقت میزاری 😭❤️

    ۶ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    ببوسمت

    ۶ ماه پیش
  • الی

    9

    وایی دقیقا نمیدونم راجب کدوم حرکت،ریکشن یا حرفش نظر بدم هر کدوم نیاز به کلی ذوق و تحلیل دارن

    ۶ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    جدیییی من حس میکنم بهتره پارتا کوتاه تر بشن که بتونیم راجب همشون صحبت کنیم😭

    ۶ ماه پیش
  • 🍓الی*شعبه اصلی*

    6

    ما فقط از حجم این پارتا معذب میشیم نمیدونیم چجوری جبران کنیم ولی هیچوقت مخالفش نیستیم😔 اخه کیه بدش بیا پارت رمان مورد علاقش زیاد باشه

    ۶ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    کافرررر😭🤣

    ۶ ماه پیش
  • نگار

    1

    حمیده جان توروخدا به پارتا دست نزن همین جوری خوبن کوتاه نشن لطفا

    ۶ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    اجی من و تو همچین شانسی نداریم

    ۶ ماه پیش
  • 🍓*الی*شعبه اصلی

    0

    پس باید برم سعو چارو پنج شیش سیخارو پشت هم بزنم

    ۶ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    از این غلطا نمیکنه دست سنگین هانا در کمینه😔🤣

    ۶ ماه پیش
  • موی زائد طلایی ایلیا

    10

    قشنگ اون دارک ابسیشن ی ک تو دارک رومنسا هست و ایلیا نسبت به هانا داره و همزمانم رفتارای ایلیا رومخ نیس که بگه وای من خدام و.. حمیده به شخصیت پسر خیلی بها نمیده ک پسره رو خیلی خفن و آلفا کنه دختره رو هم ی بدبخت توسری خور . قشنگ بینشون بالانس هس. حمیده ممنون ک زن ستیزی و تو رمانات رواج نمیدی😭🛐🛐❤️

    ۶ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    چه نظر نازی وای خوشحال شدمممم😭

    ۶ ماه پیش
  • مقتول حمیده هستم

    0

    ببین یک کلمه هم از نظرت نفهمیدم، فارسی ترجمه میخوام😭✋🏽✊🏽

    ۶ ماه پیش
  • موی زائد طلایی ایلیا

    0

    اگر در خطر هستی پلک بزن😂

    ۶ ماه پیش
  • موی زائد طلایی ایلیا

    0

    من خودم اصن سعی می کنم تا حد امکان کلمات انگلیسی نیارم تو صحبتام اینم چون معادل فارسی خوبی نداش اینجوری شد😂😭

    ۶ ماه پیش
  • موی زائد طلایی ایلیا

    0

    ثانثورچی صداسیمام😂یسری رماناژانرعاشقانن ولی ن هرعاشقانه،فضای رمان ویسری چیزابارمان عادی فرق داره ویجورایی چیزای مریض گونه ک ت زندگی عادی بیشترشون(همه ن)براما تابوعه تو این رمانا هست،کلا تو دارک رومنسا اصول اخلاقی زیرپا میره هیچ قانونی انگار تو دنیای داستان نیست. خیلی گستردس سعی کردم خلاصه توضیح بدم

    ۶ ماه پیش
  • موی زائد طلایی ایلیا

    0

    تواینا پسره اکثراوقات ی رفتارخاص ک خیلی زیاده روی توش هست داره که دگ سمی میشه رفتارش کم کم،اینجام ایلیادرواقع یه شیفتگی مریض گونه ب هانا داره مثلا میگه بندازمش تو سیاهچال کسی نبینتش و لمسش نکنه میگه اگ هانا با زاویه نامزدشه جفتشون و اتیش میزنمو اینا

    ۶ ماه پیش
  • موی زائد طلایی ایلیا

    0

    تواین نوع رمانانویسنده برااینکه شخصیت پسره خاص و مغرورومنحصر ب فرد باشه رفتاراشو خیلی سمی میکنه،رفتارای دختره رو هم خیلی بدجور توسری خور و برده طور میکنه،اما حمیده انقد قلمش زیباس که شخصیت ها این رفتارا و شیفتگی های وسواسی شون متعادله فقط پسره اونجوری نیس یعنی دختره هم هست😂حمیده زنان علیه زنان نیس

    ۶ ماه پیش
  • موی زائد طلایی ایلیا

    0

    دارک ابسشن هم ی جور شیفتگی و علاقه وسواسی و مریض گونس

    ۶ ماه پیش
  • مقتول حمیده هستم

    1

    مرسیی مرسیی همرو فهمیدممم، تقریبا همون ردفلگ

    ۶ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    ببین دقیقااااا یه چیزی توی ایلیا هست که نشون نمیده ولی با زنده به گور شدن دوستاش داره بالا میاد...

    ۶ ماه پیش
  • 🍓الی*شعبه اصلی*

    4

    ارههه مشتاقم اون روی هیولاطورشم ببینم بعد بگیره زاویرو پر پر کنه گرفته حابیل و ارینمو انداخت تو گور میکائل مظلومم 😭 آخ زاویر من تورو توی عشق بی حدو مرز دوست داشتم ابجی حمیده نداشت این علاقه ادامه پیدا کنه الان اصلا ازت خوشم نمیاد😭

    ۶ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    وای من هنوز اون پسره رو دوست دارمممم🤣

    ۶ ماه پیش
  • 🍓الی*شعبه اصلی*

    2

    ارهه من تو عشق بی حد مرز هنوزم خلیل ابراهیمو دوست دارمم ولی اینجا نه😭

    ۶ ماه پیش
  • توت فرنگی از باغ شیث

    1

    بگم ی کار کردی ازش زده بشم باورته ؟ولی ی معصومیت خاصی تو قیافه اشه زاویر مامان خوشگل نمیگم ها خود طرف منظورمه 😀 😀 😀 😀

    ۶ ماه پیش
  • الی

    4

    ولی من خیلی روش کراش بودم تقریبا هر فیلم و عکسی داشتو دانلود کردم ولی اینجا توی رمان جوری به لطف حمیده ازش متنفر شدم که وقتی عکسشو میبینم میخام بالا بیارم😭😭

    ۶ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    بباابیایاای منظورتون چیهههه یارو خیلییی خوشتیپهههه

    ۶ ماه پیش
  • الی

    1

    ولی زاویر خیلی لا*و متاسفانه همین اخلاق بدش باعث شد کراش چند سالم پاچیده بشه 😭😭

    ۶ ماه پیش
  • 🍓الی

    2

    من خود واقعیشو دوست دارم هنوزز ولی خب اینجا اصلاا😔😂

    ۶ ماه پیش
  • الی

    1

    واای الی عزیز تو چرا اسم منو دزدیدی😭😭😭

    ۶ ماه پیش
  • 🍓الی

    2

    وایی ببخشید قشنگم نمیدونستم یه الیه دیگم هست 😭😭 برای همین بعد چند تا پیام اولم یه توت فرنگی گذاشتم باهم قاطی نشیمم

    ۶ ماه پیش
  • الی

    1

    خوشبختم الیه🍓 جدید😂😭

    ۶ ماه پیش
  • 🍓الی

    2

    منم خوشبختم ناناا😭💋

    ۶ ماه پیش
  • خانوم لوبیا

    5

    تو داری میگی ایلیا یک روی مخوف دارعه اونوقت من: من به فدای روی خشنو مخوف تو بشم پسر 🤣🤣

    ۶ ماه پیش
  • توت فرنگی از باغ شیث

    1

    دقیقا همون که هانا می گفت ی چیزی تو وجودشه که دوس دارم ازش فرار کنم

    ۶ ماه پیش
  • 🍓الی

    0

    منم نانااا😭💋

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️