گیان یعنی جان به قلم فاطمه اصغری
پارت نود :
*
- تموم نشد؟ زود باش دیگه شیرین.
هویجهایی را که رنده کردهام به مامان میدهم. همانطور که غرق فکر است، همهی هویج را در سوپ میریزد و در قابلمه را میگذارد. ناپرهیزی این مدت بابا، کودتای مامان را در برداشت و سوپ جو را یک شب در میان در منوی غذایی ما گنجاند. توجیهش هم این است که سوپ تنها غذاییست که بابا نمیتواند همراهش نوشابه بنوشد و قندش یکباره بالا برود.
این روزها سعی میک

لطفا صبر کنید...

مریم
0ممنون بانو😍