پارت هشتم :
خانم نبات نیز که حواسش به قابلمه سوپ پرت شده بود،ادامه حرفش را رها کرده و انگار تازه یادش از ساعت آمده باشد گفت:
-ساعت نه شد ،الانه که صدای ایرج دربیاد.
زینت سریع دست بجنبون دیر شد.
زینت زیر گاز را خاموش کرده و پاسخ دا ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

Rose
0اولالا چشمای طوسی!!! از این تریبون اعلام میکنم من ندیده و نخونده اولین فن اهورا تو داستانم ثبت شه لطفا