پارت هفتاد و هفتم :
عین دیوونه ها چنگی به بازوش کشیدم و محکم دنبال خودم، به سمت اتاقش کشوندم.
_نمی ذارم جایی بری...بیا میریم توی اتاقت در رو هم قفل می کنیم...مورفی اگه نمی خوایی بمیری تو هم بیا...زود باش
وارد اتاق اردوان که ته سالن بود شدیم.
مورفی هم از کنار پام رد شد و وارد اتاق شد.
در رو سریع بستم قفلش کردم بعد دوباره بازوی اردوان رو گرفتم به سمت تختش بردم.
_بیا بگیر بخواب...اشکالی نداره امشب ن
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
جانا
0خانم بهمن زاد عزیز سلام خسته نباشید رمانتون یه شاهکاره من واقعا عاشقشم❤️خیلی خیلی عالی هستین بقیه اثارتونم کم و بیش خوندم حرف نداره
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۳ هفته پیشرقیه
0زیبایی پارت های شما در نثر قوی و دیالوگ نویسی های واقعا حرفه ای طوری که جمله بندی هاتون واقعا دوست داشتنی و کلماتی که به کار میبرید قابلیت اینو داره که ما هم یاد بگیریم ازش استفاده کنیم من به شخصه رمان شمارو خیلی دوست دارم مانا و سرافرازباشید
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋ممنونم از کامنت قشنگ و پر انرژیت خوشحالم تا این حد ازش خوشتون اومده موندگار باشی عزیزم
۱ ماه پیشتیفانی
0لاله چه قشنگه کنجکاوم بفهم کیه و چه نقشی داره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشتیفانی
0جز شکنجه چیز دیگه ای بلد نیستی بگی😂وای اون قسمت خیلی واکنش عالی بود
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشستایش
0دلوین چی تنش بود مگه؟ یادم نیس💀 گیر میدیا مرد مخفی فکر نکن حواسم نیس🔪[دارم شورشی میشم دوباره🤭] عه هم آوا شد. شعر گفتم🙂😂
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0پارت های قبل گفت که فقط حق پوشیدن پیرهن دخترونه داره حتما یکی از همین پیرهن ها تنش بوده😂😍
۴ ماه پیشستایش
0شاید بخاطر سرمای هوا گفت که لباس دیگه ای بپوشه. اره..🔪💀
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0خدا میدونه منطورش چی بود😂😂امیدوارم لباس بدی تنش نبوده باشه
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای بابا چه گیری دادید به این قضیه😂
۴ ماه پیشsArA
0اره بابا مثبت فکر کنین😌🫶
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0وای اره😂😂😂😂الان فهمیدم منطورتون چیه😂😂😂لعنتی ها😂😂😂😂❤️
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بله بهترین کار برای پلمپ نشدن رمانم اینه😂😂همینطور + فکر کنید و + هم کامنت بذارید😂💔
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
فکر کردی منظورش چی بوده؟😂با تاب و شلوارک که اونجا نمیچرخه😂💔
۴ ماه پیشستایش
0هیچی بعدش گفتم که احتمالا برای سرمای هوا گفته بود که حدسم درست اومد🎀
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خوبه😂بچه ها منحرف بودن ولی
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بلی🤭😁
۴ ماه پیشمرد مخفی
0روش غیرتی ام دیگه چیکار کنم🗿تازه میخواستم بگم میری رژ لب تو عوض کنی یا با روش خودم عوضش کنم
۴ ماه پیشستایش
0شما غیرتتو جور دیگه نشون بده نه با این روش ها🤭
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0اره سم بازی در نیار فقط😂😂💔
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقااااا
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0وای سم خالص🤣🤣🤣خدایا
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
فقط اون جمله سم اخرت😂💔
۴ ماه پیشSarina
0دلوین بدبخت با اون حال و روز رژ لب ش کجا بود 🤣
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂
۴ ماه پیشنهال
3الان با توجه به حرفای اردوان میشه فهمید مهبد واقعا با ی قصدی نزدیک نویان شده و همینکه دلوین تو زمان حال از خیانت نویان به خودش بارها گفته بود یعنی ممکنه مهبد باعث این شده باشه که نویان به بهترین دوستش خیانت کنه و وارد این قضایا بشه اینطوری نشون میده دلوین فقط مقصر بدبخت شدن بقیه نیست
۴ ماه پیشحنانه
0من از اولش هم مطمئن بودم که فقط دلوین مقصر نیس؛)💔
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم🥲🤍
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۴ ماه پیشندا
0خیلی دارک شد☠️الان چی قراره بشه
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۴ ماه پیشساناز
0صادقانه بخوام نظر بدم؟این رمان خیلی راحت می تونه چاپ بشه سطحش بالاست
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍🦋
۴ ماه پیشساناز
0این پارت نشون داد تو دیالوگ نویسی خیلی جلوتر از حد معمولی
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍
۴ ماه پیشستایش
0من یکم معدم بهم ریخته فک کنم. تمرکز ندارم فعلا برای دقیق خوندن و کامنت گذاشتن. سارا اومدی دیدی نیستم نگران نشو❤️
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0خدا نکنه عشقم چی شدی یهو🥺🥺بمیرم برات عزیز دلم🫂❤️توروخدا مراقبت کن من هنوز پارت رو نخوندم کامنتت رو دیدم یه جوری شدم🥺باشه فردا برگرد بهمون🫂🫶
۴ ماه پیشستایش
0عه خدا نکنه❤️خوبم. یکم فقط بهم ریخت یهو نمیدونم چرا🤦🏻 ♀️حالا من چرا انقدر زود بیدار شدم؟ وات د ...؟ اخه مگه محموله میخوای جابجا کنی ستایش؟ بگیر بخواب خب تا یکو نیم بیدار بودی😭
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0الان بهتری ستی جونم؟🥺
۴ ماه پیشستایش
0یکم هنوز بهم ریختس حسش میکنم ولی اونقدر شدید نیس مث دیشب :(
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
امیدوارم حسابی خوب خوب بشی🤍✨️
۴ ماه پیشستایش
0مرسییی✨️. ولی فک نکن اشتی کردما. هنوزم قهرم. شما یه هفتس که غیبت داری بله
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
منظورت پیویه؟ ببین ستایش از ترس پیوی های روبیکا دو روزه بازش نکردم😂😐
۴ ماه پیشستایش
0دو روز نه. یه هفته✅️🌚💀
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0یاهاش قهر کن ستایش کلا جوابشو نده😂
۴ ماه پیشستایش
0ما که قهریم. من قهر باشم جواب میدم ولی مشخصه که قهرم. فکر کنم باید یه عالمه نازکشی کنه سارا خدا به دادش برسه🌚
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0خوبه فقط امیدوارم به جونت نیفته بالاخره مرد مخفیه دیگه😂😂😂
۴ ماه پیشستایش
0باز یادم انداختی؟😂😂تازه سارا میبینی چی میگه؟برای رد گم کنی گف عه پس یعنی من داداشتم؟🌚😂میخواست خونسردانه از تشابها رد شه به روی خودش نیاره بحثو عوض کنه ببین. در هر حال کیانا شب سختی در پیش داره چون به این زودیا آشتی نمیکنم😔😂
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0دلم براش میسوزه😂
۴ ماه پیشستایش
0عجبااا. چیکارش دارم من؟🌚😂یعنی تو بعد از این یه ماه نفهمیدی من چقدر ارومم و کاری ندارم به کسی؟🎀
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره خب راست میگی😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂خب چی بگم خواهر من😂دختر خوبی باش تا محدودت نکنم بالاخره هرچی باشه من داداشتم😂
۴ ماه پیشستایش
0ایییگیگیگیگی🦖🦖تو که حریف من نمیشی. خودتم میدونی✅️🌚
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ترجیح میدم سکوت کنم🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😂😍
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دست شما درد نکنه سارا😂
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0بنده اکنون در نقش اتیش بیار معرکه نقش ایفا مینمایم
۴ ماه پیشستایش
0سارا اسمتو باید میذاشتن فتانه😂😂😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
فتانه چرا؟😂
۴ ماه پیشستایش
0فتانه اسمیه که ریشه ش از کلمه فتنه س✅️سارا هم داشت اتیش بیار معرکه میشد. برای همین
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بله صحیح😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ببخشید واقعا🫠
۴ ماه پیشستایش
0اینم خیلی خونوادگیه اینجا دیگه بسه💀🌚
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باشه خواهرکم😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
امشب شخصا پیوی مادمازل ستایش سین خواهد شد🤍✨️🦋
۴ ماه پیشستایش
0ما که قهریم🤭🎀 خدا به دادت برسه🌚
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شما اشتی دلت نمیاد قهر کنی🫂
۴ ماه پیشستایش
0دیگه خیلی بحثای خونوادگی داره اینجا گفته میشه. بسه بقیه ش رو موکول میکنیم به جای دیگه💀. [دوستان چیو دارین نگاه میکنین شما؟🌚برین پارتاتونو بخونین عه]
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره عزیزم تو اتاق کارم منتظرتم😌
۴ ماه پیشستایش
0ایگیگیگیگی🦖🦖نمیامممممم نمیخوام
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نمیدونم چرا دلم برات ضعف رفت ستایش😂🫂کاش بودی بعلت میکردم یه ابنبات بهت میدادم میگفتم مگه دست خودته خواهر کوچولوی من( صرف نظر از اینکه یه سال اختلاف سنی داریم😂)
۴ ماه پیشستایش
0فکر کردی من با ابنبات نرم میشمممم؟ مگه من ۵ سالمه؟😭😂یک سال اختلاف داریم؟ من ۲۰م که.💀💀۳ سال نبود؟
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0عه تو ۲۰؟ من ۲۱😂
۴ ماه پیشستایش
0عههه؟خوشبختم سارا😔😂[خودت کوچولویی🫵🏻چیزی جز این فک کنی با تو هم قهر میکنم]
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نه سارا جرات نداره که😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤍🦋✨️
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم عزیزم🤭😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم🤭🤭
۴ ماه پیشستایش
0مثلا گفتم بهت بگم که اگه نبودم نگران نشی . اینطوری بیشتر نگران شدی که💀
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂😂😂😂💔
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0عه من این کامنتت رو الان دیدم ستایش😂🫠
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🥺🤍
۴ ماه پیشسارا
0چی شدی دردونه😢
۴ ماه پیشستایش
0خوبم خوبم🎀
۴ ماه پیشسارا
0الهی شکر عشقم
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
الهی شکر🤍✨️
۴ ماه پیشحنانه
0عه ستایش چرا معده ت بهم ریخته😔امیدوارم زودتر اروم بشی عشقم😢🫶
۴ ماه پیشستایش
0نمیدونم والا. خوب بودم حتی میخواستم پارتو بخونم. یهو بهم ریخت . خیلی عجیب بود...بگذریم خوبم الان❤️✨️
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بهتری عزیزم؟ خدا بد نده
۴ ماه پیشدنیا
0نههه منظورم اینکه بلاخره داریم میفهمیم مرد مخفی کیه و بین اردوان و دلوین چیا گذشته 🤦🏻 ♀️💔 (فن بیانم یکم ضعیفه معذرت 😂🙋🏻 ♀️)
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اها صحیح😂باشه قشنگم بمونی برام🤍✨️
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ماجرا خیلی پیچیده تر از این حرفاست
۴ ماه پیشدنیا
0نکنه اردوان دو قطبیه ؟ 😐😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
این دیگه از کجا اومد😂
۴ ماه پیشsArA
0به نظرم کلا این موضوع کیف پول و تیر اندازی و اینا همه کار رادان و اون شبی که دلوین رفت فلشو داد به اون مرد عینکی. در کل من حس میکنم رادان با اردوان یه ارتباطاتی داشتن و کلا حس میکنم رادان از عمد گفته به پدرش که دلوینو استخدام کنن و اگرنه دلوین به قولش خودش نه مدرک درست و حسابی داره.
۴ ماه پیشsArA
0و در کل رادان برای سو استفاده از دلوین استخدامش کرده چه برای جابجایی فلش ها چه برای شاید اینکه به اردوان ربط داره چون وقتی دلوین ادرس خونه اردوان داد بهشون تعجب کردن و اینا شاید فهمیدن خونه اردوان. مهبدم فعلا تو سایه اس بنظرم چون دلوین تو جزیره میفهمه که اونم دستش تو این کارا بوده.
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
حالا امیدوارم بعدا از این حرفت پشیمون نشی😂
۴ ماه پیشsArA
0اگه اینطوری پیش بره قطعا میشم😂😂😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شاید هم یه دسیسه چینی برای بد کردن چهره یه ادم بوده🤔
۴ ماه پیشsArA
0اره دقیقا شاید خود رادان و احتشام بخوان اردوان و شاید بهراد تو دردسترس بندازنش
۴ ماه پیشنولان
0موافقم باهات
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۴ ماه پیشsArA
0وای چقد حرف زدم امشب😂😂😂
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0حرف بزن ما از خدامونه میاییم چت میکنیم😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیشفاطی
0حلالت😂😂کار هر شب ماست
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍اتفاقا خیلی تحلیل ها و همینطور ایده های خوبی دادی
۴ ماه پیشsArA
0جدی میگی🫠🥲
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠
۴ ماه پیشسایه
0بابا این اردوان خیلی خفن و مرموزه لعنتی یعنی چی زیر سرشه
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

🦢AVAZ GHO🦢
0حس بدی دارم 💔