عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت هشتاد و ششم :
لبهایش را روی هم فشار داد و به زور لبخند زد: کافیه ابرومو ببری! چنان به حسابت می رسم...
کنار گوشش زمزمه کردم: نمی تونی! من ازوناشم!
نفسش حبس شد و چیزی نگفت.فرزین منتظر نگاهم کرد و گفت: ای بابا! چی شد پس؟
بنیامین بی توجه به ما به سبزیجات کنار شنیسل نوک می زد.
گفتم: الان می پرسم.می خوام ببینم...ببینم که...
به شهرام نگاه کردم که سرش پایین بود و داشت فلفل را خالی می کرد روی استیکش.
ا
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
تارا
1آفرین آلاله خیلی خوب و عالی حال شهرامو گرفت با گفتن چالشش😂😂 دست گلت درد نکنه بانوووووو عالی بود
۳ ماه پیشSajede
2من میگم کسی به جز آلاله نبوده اما چون آلاله گفت که احتمالا قبل از من بوده شهرام هم حرفش رو تایید کرد و نخواست مسئله رو باز کنه، ولی من مطئمنم منظورش خود آلاله بود.... حدسم نیست قطعیه 💯
۳ ماه پیشSajede
2این پارت خیلی عالی و وصف ناپذیر و چالشی بود،.... همه چیز ولی بیشتر از همه اینکه شهرام هم برای آلاله تلافی کرد و خاطراتش رو باسانسور تعریف کرد ولی از حق نگذریم یکم روحیه کنجکاوی آدم رو تحریک میکرد به اینکه اون لحظه کجا و با کی بوده که دیدش به زندگی عوض شد.
۳ ماه پیشفاطی
1اون اتفاق خیلی خیلی خصوصی فک کنم ما بدونیم چیه شهرام خان.😂😂
۳ ماه پیشفاطی
1وی بلاخره قضیه دزدیدن گوشی برملا شد😂 خب خب منتظر ادامه ی داستان هستیم ک ببینم قضیه گوشی چی میشه😂
۳ ماه پیشمینا
1عجب حرفی زد الاله شهرام فک کنم بهش برخورد
۳ ماه پیششیوا
1آلاله دختر این چ حرفی بود اخهههه پسرمون غیرت داره نکن اینطوری لوست کردن لوس شدی همین کم بود
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
0قضیه موبایل و عکسای آلاله ختم بخیر بشه انشاالله دردسر نشه و شهرام گیر نده بهش