پارت صد و بیست و یک :

چشمانش نم زده و ابری خیره به شمایلِ افتاده در صفحه مانیتور بود. لبش را تر کرد و سیب گلویش تکان خورد _ خانم دکتر یعنی... یعنی این فسقلی دختر منه!؟
_ بله که دختر شماست. ببینش چقدر آرومه البته بهت بگما آقا رادمهر دخترت الان که فهمیده باباش داره نگاهش میکنه آروم نشسته وگرنه که همیشه در حال چرخیدن و تکون خوردن بود مگه نه شیدا جان!؟
نگاهم را دوختم به رادمهری که جز بغض چیزی در چشمانش نبود_ آره

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت خاطره در رمان جایی میان آغوشت خاطره
تصویر شخصیت رامین در رمان جایی میان آغوشت رامین
تصویر شخصیت رادمهر در رمان جایی میان آغوشت رادمهر
تصویر شخصیت سیما در رمان جایی میان آغوشت سیما
تصویر شخصیت دایی ستار در رمان جایی میان آغوشت دایی ستار
تصویر شخصیت هادی در رمان جایی میان آغوشت هادی
تصویر شخصیت سیامک در رمان جایی میان آغوشت سیامک
تصویر شخصیت شیدا در رمان جایی میان آغوشت شیدا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Shiva

    1

    اخی بیچاره ملحیه خیلی خانوم خوبیه

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    آره واقعا خیلی🥲

    ۴ ماه پیش
  • میم

    1

    آخی چقدر قشنگه انتظار اومدن اون فندق خانم،طفلک ملیحه،منم دیگه صبر نمی کنم تا رادمهر اسم انتخاب کنه،خودم اسمشو گذاشتم شادی 😁🙏🏻

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    ای جااااااااااانم شادی 😂

    ۴ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    شقایق و سرو و صدرا و حسام کجایید😁 همه تون و باید صدا کنم تا بیاید؟🤨

    ۴ ماه پیش
  • شقایق

    2

    من اینجااااااااااااااام حااااااااااااضرررررررررررررر🤞🏻😁

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    بگرد دنبال بقیه😁

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    2

    عادت کردیم یکی صدامون بزنه🤣

    ۴ ماه پیش
  • صدرا

    2

    شما باید بیای اول حاضریت و اینجا بزنی بعد بری دنبال کار خودت😁

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    آخی 😁

    ۴ ماه پیش
  • حسام

    2

    اینجام دختر😄 مرسی که حواست به بچه ها هست. و البته یه خسته نباشید به سمانه بگم بابت این پارت قشنگ🙏🏻

    ۴ ماه پیش
  • ستایش

    2

    من حس میکنم اسمش و بذاره نفس🥲 نمیدونم چرا حس میکنم این اسم و انتخاب میکنه

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    چه بامزه😍

    ۴ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    جیگرم خون شد واسه ملیحه🥲 بچه نداره و حالا با دیدن وسایلای فندق خانوم دلش گرفت

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    آره دقیقا🥲❤️‍🩹

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    2

    آره گناه داره واقعا

    ۴ ماه پیش
  • پروانه

    2

    به قطعات مختلف تقسیم شدم تا بفهمم اسم این فندق خانوم چیه🥲 بابا بگو اسمش چیه رادمهر خااااااااااااااان👀

    ۴ ماه پیش
  • ندا

    2

    حرف دل من و زدی به خدا😄 اسمش و خودم میذارم عسل خانوم😍

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    یه کوچولو تحمل کنید میفهمید🥰

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    اندکی صبررررررررر🤞🏻😄

    ۴ ماه پیش
  • آهو

    2

    و هم اکنون شمارش معکوس برای پایان رمان عرررررررررررررررررر😭😭😭😭😭😭😭

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    هعی❤️‍🩹🥲

    ۴ ماه پیش
کپی شد!