پارت هفتاد و یک :

وقتی آخرین چسب رو به سرم زد یکبار دیگه نگاهش بین من و آلا چرخید.
نگاهش جدی و سنگین بود.
- تا نیم ساعت دیگه حالش بهتر میشه و بهوش میاد اما به نظرم به یه متخصص زنان نشونش بده… من باید برم اگه چیزی شد زنگ بزن.
به تکون دادن سرم اکتفا کردم که آه بلندی کشید.
مثل کسی که دیگه امیدی به جواب گرفتن نداره.
- مراقبش باش.
کیفش رو برداشت و بدون خداحافظی رفت.
در که پشت سرش بسته شد برای چن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه‌ ۸

    0

    جمعه بود کاش هدیه 🎁 میدادی پارت 🥴😭😭

    ۶ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    پارت جدید قرار گرفت عزیزدلم

    ۶ ماه پیش
  • محرابی

    0

    منون زیبا بود. الهی بچه چه تصوراتی کرد از این دانیال بی احساس. باز شروع کرد مردک مریض خب راستشو بگو بیچاره خیالش راحت بشه کاریش نکردی

    ۶ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    قربونتون برم عزیزدلم

    ۶ ماه پیش
  • Asma

    2

    وایی خدا مگه میشه یه نفر تا این حد روانی باشه

    ۶ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    🫠

    ۶ ماه پیش
  • نغمه

    0

    یه مدت نتونسته بودم به برنامه سر بزنم و تقریبا ده تا پارت آخر رو الان خوندم ...انقدر به جونم چسبید که خدا می دونه 😍🤩آفرین دیبا امیدوارم دانیال عاشقش بشه یه جوری که تا مغز استخونش از بلایی که به سر آلا آورد آتیش بگیره

    ۶ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    عزیزدلم چقدر خوشحالم به دلت نشسته😍

    ۶ ماه پیش
  • Marjan

    0

    یعنی دانیال داره حس پیدا میکنه نسبت ب آلا؟

    ۶ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    ممکنه

    ۶ ماه پیش
  • کوثر

    2

    برای تک تک شخصیتای این رمان دلم می سوزه انگار همشون قربانی ان ،قربانی زندگی و دانیالی که هنوز نتوسته ازون خشمی که تو بچگی گرفتارش شده راحت بشه و همچنان در عذابه و دیگرانم عذاب میده

    ۶ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    بله همینطوره

    ۶ ماه پیش
  • معصومه

    2

    دانیال خودشم میدونه از آزار دادن آلا خوشش میاد، حداقل خوبه این یه مورد رو قبول داری😒

    ۶ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    همون

    ۶ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    خیلی آلا گناه داره🥺

    ۶ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    🫠

    ۶ ماه پیش
  • محدثه

    4

    اقا پارت هدیه هم بزارین خدایی ب قول خودتون همش جای حساس تموم میشه چرا

    ۶ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    فردا پارت جدید داریم عزیزم

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️