پارت نود و دوم :

و ناگهان دنیا تاریک می‌شود.
جولز
عروس
کیک کافی نبود. آن حرکت بچگانه دلم را خنک نکرد. او هم مثل تمام کسانی که قرار بود دوستم داشته باشند ناامیدم کرد. من تمام دیوارهای دفاعی‌ام را برایش خراب کردم. خودم را بی‌پناه جلوی او گذاشتم.
یادم می‌آید وقتی داشتیم کیک را می‌بریدیم چطور لبخند می‌زد و دستم را گرفته بود. همان دست‌هایی که بدن خواهرم را لمس کرده بود... خدایا حتی تصورش هم تهوØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️