پارت پنجاه و هشتم :

گرِگ هاستینگز ردیف سوم نفر دوم از چپ مادر جذابی داشت ولی ارثی از او نبرده بود. جلو می‌آید و می‌گوید: «جانو رفیق باورم نمیشه این‌همه سال گذشته.»
مایلز لوک ردیف پنجم آن وسط‌ها کمی نابغه بود اما نه آن‌قدر که غیرقابل‌تحمل باشد. می‌گوید: «هی جانو شرط بسته بودم کت‌وشلوارت رو جا می‌ذاری.»
جِرِمی سوئیفت ردیف بالا سمت راست همان که سر بازی جرأت و حقیقت سکه قورت داد و کارش به بیمارستان ک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️