پارت نود و یک :
با قدمهای بلندی به طرف در حرکت کرد.
خیلی حرفها داشت، اما حرف زدن فایدهای ایجاد نمیکرد.
بهترین ترجیح فقط سکوت بود و اتکا به آخرین تیری که توی دست و بالش داشت، باید اون تیر رو با قدرت به طرف تاریکی پرتاب میکرد، هرچند که دیگه هیچ امیدی براش باقی نمونده بود.
عماد و سیجی روبهروی هم دو طرف در کنار ایستادن تا بتونه رد بشه؛ سیجی تمام چشماش رو قاضی کرده بود تا صورتش رو ببلعه.
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
سالیا
7اسم فرزین به معنای وزیر مهره شطرنج؟ درسته زینببببب؟ شانسی انتخواب کردی تو؟ اسم رو برا این شخصیت؟
۵ ماه پیشsamyar
1وای چه دقتییی
۵ ماه پیشابجی نیما
3اینم میشه ولی یه جا عماد برگشت گفت رخ دیوونه منتظر مجازاته الان فرزین وزیره بازیه یا رخ؟
۳ هفته پیش۰۰۰
2وای اگه اینجوری باشه کیان به فارسی میشه شاه و شهرام معنی مطیع شاه و میده🤣🤣
۳ هفته پیشابجی نیما
2ژانر رمان میره روی ارباب رعیتی بین کیان و شهرامم جرر
۳ هفته پیشیک عدد فن
0حاجی پشمام.. زدم گوگل ببینم واقعا معنیش اینه؟ و خب بود اما اولین سایتی که واسم معنی آورده بود نوشته بود فرزین یعنی عشق و عشق یعنی همه چیز و خب تا حدودی درست گفته بود🤭
۳ هفته پیشابجی نیما
1نمخام باور کنم دختر نازم دیگ نیستش الهی بگردم برات مهناز
۳ هفته پیشابجی نیما
1ولیی این دوتا جمله توی این پارتت . سلام خدمت مورچه های زیر ذره بین و تو فک کردی یه بچه پاستوریزه ام؟
۳ هفته پیشابجی نیما
2شیپ شهرام و مهناز یا کیان و مهنااز؟لامصب هردوتاشون گاد و خفنن
۳ هفته پیشابجی نیما
1رو پدرامم و کیانم کراشم خدایا
۳ هفته پیشابجی نیما
1هعی فرزاد فرزاد چرا تو انقدر مبهمی پسر چرا نمیشه پیش بینیت کرد؟
۳ هفته پیشابجی نیما
1بهه بهه بانو ها پخت و پز کردن . اخ شهرام از حرص بترک
۳ هفته پیشDiaa
1من فقط با فرو رفتن چوب در ماتحت سالاد عندونزیا دلم خنک میشه
۱ ماه پیشDiaa
1باز من مورچه های زیر ذره بینو ، مورچه های زیر زمین خوندم🫤🙁
۱ ماه پیشاسمم مهم نیست
1عرر عاشق کیان شدمم شیپ کیان و مهناز عالیهه
۱ ماه پیشفن شیپ رابشکان
3این همه شهرام و بروکس اندیشه پشما ملتو اسهالی میکنن یکبارم برادر کیان و بروبکس شاهد اسهالی میکنن برادر دس خوش دمت گرم لایک داری گا رو درخدمت حُضار نامحترم قرار دادی برار🚬🤝🏻🤡
۲ ماه پیشSUN
17حالا مهناز-کیان شیپ کنم یا مهناز-شهرام ؟
۵ ماه پیش
ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان
مهناز کیان... هماهنگیشون😭🛐
۵ ماه پیشمیرا
4جدی طرافدار شیپ شونی زی زی ؟
۳ ماه پیشطیف سبز تو کف نیما
3بابا دست خوش عجب صحنه ای کاش اونجا بودم حاجی :)))))))
۳ ماه پیشسارا
0خواهر پویا دیگه اسمش چی بود؟ همون کشتی گیره
۴ ماه پیشنازنین
0اسمش پاذمیسه، من عاشق فرزینم
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Yeganeh
1رمانش عالیهه اما اینکه همش میره به گذشته خوشم نمیاد نمیدونم چرا💔😔 ولی درکل عالیهه ممنونم از نویسنده عزیز💕🥲